تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنج حكمت ( احاديث منظوم ) ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
و شاعر ديگرى نيز در ضمن اشعار خويش گويد :
جان فداى آنكه گفتى در زمن * من فقير و فقر باشد فخر من
حاج شيخ حيدر على صلواتى و مولوى چنين سروده كه :
فقر از اين رو فخر آمد جاودان * كه بتقوى ماند دست نارسان
مثنوى صفحه 280 ، س 1 و شاعر ديگر نيز در اشعار زير خود به حديث فوق الذكر توجه داشته و گفته است
در دو عالم گر تو خواهى اعتبار * فقر را از بهر خود كن اختيار بىنيازى از خلايق فخر تست * مايهء عز و غنا و فخر تست با همه قدر و جلال و سرورى * با وجود رتبهء پيغمبرى خواجهء عالم رسول معتمد * نعرهء الفقر فخرى مىزند گفت دارم فخر از فقرى چنين * بر تمام انبياء و مرسلين
كليات خزائن الاشعار صفحه 23