او پيش تيغ حادثه گر سرسپر نمود * من پيش تيغ دهر ز جان مىكشم محن
و هم در نكوهش مىخوارگى فرمايد :
آن آتش افروخته اندر دل آب * گفتم بخرد كه چيست گفتا خاموش
كاين شعبده ترسا بچگان ساختهاند * كز خانه ما و تو برآرند خروش
بس خانه كه داده است اين آب بر آب * بس دل كه گرفته است از اين آتش جوش
بس مرد كه اين آب فروبرده به خاك * بس مغز كه اين باده تهى كرده ز هوش
ويران كرده است كاخ آزادان ليك * آباد نموده دكه بادهفروش
و او پس از مدت هفتاد و هشت سال و يازده ماه قمرى عمر در روز شنبه يازدهم جمادى الاولى سنه 1366 هزار و سيصد و شصت و شش - مطابق 12 ارديبهشتماه باستانى - در بيرجند وفات كرد و در قاينات و بيرجند براى او مجالس تعزيه و تعطيل عمومى به عمل آمد ، چنانكه در « روزنامه اطلاعات . ش 6337 » و شرح احوالش هم در ( ش 6341 ) نوشته و اين مرقومات با اندك تصرفى از آنجا اخذ شد .
* ( 1346 - عيد رسمى قرار دادن دولت ايران ) * * ( 13 رجب را ) *
در « الذريعة 9 : 7 ش 40 » شرحى نوشته بخلاصهء اينكه در اين سال ناصر الدّين شاه بجميع مملكت خود ابلاغ كرد كه همهساله روز 13 ماه رجب را كه روز تولد حضرت امير المؤمنين ( صلوات اللّه و سلامه عليه ) مىباشد عيد قرار بدهند ، و در آن وقت مؤيد الدوله والى شيراز بوده و حاج كاظم شاعر شيرازى كه در شعر تخلص آشفته مىنموده قصيدهئى در اين مورد و تهنيت اين روز مبارك سروده كه در آخر آن مدح ناصر الدّين شاه و امين السلطان وزير وقت و مؤيد الدوله را ذكر كرده ، انتهى « 1 » .
هامش
( 1 ) شرح حال آشفته در سال آتى ( 1278 ) خواهد آمد ، و در خصوص عيد ولادت -