825 و ج 9 : ش 266 » نوشته . و بنابراين مدت عمرش هفتاد و شش سال قمرى است .
* ( 1312 - تولد ميرزا جهانگير خان ناظم الملك مرندى ) *
ميرزا جهانگير خان فرزند محبعلى خان بن ميرزا محمد تقى خوشنويس و از فضلا و ارباب كمال بوده و شعر هم مىگفته و تخلص ضيائى مىنموده و در اين سال متولد شده و تأليفاتى دارد ، از آن جمله : « شرح ترجمهء سه وصيت » از وصاياى حضرت امير به امام حسن عليهما السلام بپارسى كه در سنه 1319 آنها را ترجمه كرده يعنى بنظم آورده . و در غره ماه رجب الفرد سنه 1352 هزار و سيصد و پنجاه و دو در قم وفات كرد ، چنانكه در « الذريعة 5 :
1468 » فرموده ، و در « سخنوران نامى معاصر 1 : 156 » عنوانى براى او آورده و او را وصف به حسينى نموده و از تأليفاتش غير از « وصيتنامه » منظومههاى « سياستنامه » و « حقيقتنامه » را ذكر كرده و هم اين اشعار را از او نوشته :
تا مست شراب عشق * زان ساغر لبريزم
گه مرغ شباهنگم * گه شاهد شبخيزم
پرغلغله شد گردون * از آه شبانگاهم ( ظ م )
پرولوله شد هامون * از بانگ شباويزم
فرهاد نيم كز يار * مشغول شوم با كوه
من سلسلهجنبان * صد خسرو پرويزم
نى خسرو پرويزم * كاندر طلب شيرين
تازم ز پى گلگون * با توسن شبديزم
چنگيز چه يازد دست * در عرصهء مىدانم
در سلسله صد چنگيز * افكنده بدهليزم
من عشق بتى دارم * كز چنبرهء زلفش
بر چنبر اين گردون * صد چنبره آويزم
در دورهء اين دوران * چون برق سبك سيرم
در پهنهء اين پهنا * چون ابر گهر ريزم
گر پاى بيفشارم * در حلقهء مهر و ماه
رخش فلكم لرزد * از كاوش مهميزم
تا در مقطع فرمايد :
هردم كه ضيائىسان * اى دوست همىگويم
زين عالم امكانى * صد شور برانگيزم