جلد پنجم
[ يادنامهء علّامهء فقيد ميرزا محمّد على معلّم حبيبآبادى ]
مقدمه يادنامه
بسم اللّه الرحمن الرحيم
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
وقت مردن اين كلامم هست ز افلاطون به ياد * حيف دانا مردن و افسوس نادان زيستن
ميرداماد
دانشمند صالح متقى ، عالم عامل پرهيزكار ، اديب اريب لبيب ، صديق شفيق وفى ، مورخ محقق ناقد ، عمدة الافاضل و الاعلام ، ثقة المسلمين و الاسلام ، جناب معلم حبيبآبادى ، آقا ميرزا محمد على « روح اللّه روحه و طيب تربته » كه مجلدات تاريخ كبيرش « مكارم الآثار » شاهد صدق رفعت مقام او در علم و عمل و تحقيق و خلوص نيت است ؛ ساعتى مانده به نيمروز سهشنبه بيست و دوم ماه مبارك رجب الاصب يكهزار و سيصد و نود و شش هجرى قمرى « مطابق بيست و نهم تيرماه باستانى » از اين دار فانى بسراى باقى جاودانى رحلت كرد . سالها بود كه آن مرحوم به بيمارى كليوى گرفتار و از عوارض آن رنج مىبرد ، عاقبت نيز به همان عارضه پس از يك ماهى كه در بيمارستان بسترى بود - علىرغم كوشش بسيارى كه براى درمان و پرستارى او شد - وفات يافت و جنازهاش در كمال احترام بمسقط الرأس