حافظهيى سرشار داشت كه گنجور معتمد و خزانهدار امين حاذق محفوظات او بود ، بهطورىكه هر چيزى را هروقت مىخواست بىدرنگ و تراخى و بدون عيب و نقص تحويل او مىداد ؛ از باب مثال در مورد رجالى كه ساعت و روز و ماه و سال تولد و وفاتشان را بخاطر سپرده بود ، هروقت از او مىپرسيدى آن را بىكموكاست بازگو مىكرد !
از حسن اتفاق مرحوم معلم شكر اين نعمتها را گزارد ؛ يعنى آن را به مصرفى شايسته رسانيد ، كه به حال خود او و جامعه فضل و ادب مفيد و سودمند بود .
ما بين فنون علمى و ادبى فن تراجم رجال را موافق طبع و ذوق و حال خود انتخاب كرده بود كه آن را سخت دوست مىداشت ؛ چندانكه گويى با اين قبيل اطلاعات عشق مىورزيد ، و بدين سبب تا پايان عمر هشتاد و نهسالهاش « 1 » شبانروز در همين رشته كار كرد و يكقدم از اين مقصود دور نشد و به راه و مقصد ديگر نيفتاد ، و ازاينجهت نيز مشمول رحمت الهى بود « رحم اللّه امرأ جعل همه هما واحدا » ،
عقل تو قسمت شده بر صد مهم * بر هزاران آرزو و طم ورم
جمع بايد كرد اجزا را بعشق * تا شوى خوش چون سمرقند و دمشق
جوجوى چون جمع گردى ز اشتباه * پس توان زد بر تو سكه پادشاه
مبانى و منابع اطلاعات اوليه معلم در تاريخ رجال تا آن اوقات كه هنوز ديهنشين بود از چند كتاب كه عمدهاش « روضات » و « المآثر و الآثار » و « طرائق الحقائق » و « الفيض القدسى » است تجاوز نمىكرد اما اين مآخذ مخصوصا « روضات » را بقدرى خوانده و تكرار كرده بود كه تمام مندرجاتش از عناوين و اصول تراجم تا فوائد ضمنى تطفلى همه را بحافظه قوى امين خود سپرده بود چنان كه گاهى امر مورد
هامش
( 1 ) ولادت معلم در اواخر محرم يا اوايل صفر 1308 ق ، وفاتش 23 رجب 1396 ه ق .