بدان شهر شريف رسيده و هشت روز ماندند ، و در عاشورا از آنجا حركت كرده به مكه رفتند و تا 10 صفر آنجا ماندند ، پس بجده حركت كرده و از آنجا بر كشتى بادى نشسته و در دههء وسطى ع 1 ببمبئى رسيدند ، و در اوائل ج 1 بحيدرآباد آمدند .
و همچنين در 15 شوال سنه 1292 بار ديگر بعزم مكه بيرون آمده و بحيدرآباد آمد و در 21 بر كشتى آتشى نشسته و در 5 ذىالقعده بجده و در 10 به مكه رسيد و بعد از اداء حج كه در آدينه بود در 21 ذىالحجه به طرف مدينه رفت و در 5 محرم سنه 1293 بدانجا وارد شده و ده روز توقف نمود ، پس از آنجا در 15 به مكه حركت كرد و چند روزى در مكه ماند و بجده رفت و در 8 صفر بر كشتى نشسته و در 21 ببمبئى رسيد و در 5 ع 1 به وطن خود باز آمد .
و بالاخره ، او خود در « التعليقات السنيه » كه اينك ذكر مىشود گويد تاكنون چهل و چهار كتاب در معقول و منقول مدون و تمام كردهام غير از آنها كه تمام نشده . و اينك اسماء برخى از آنها : اول كتاب « التعليقات السنيه » بر كتاب « الفوائد البهيهء » خودش كه اينك ذكر مىشود . انجام تأليف آن روز يكشنبه 2 ج 2 سنه 1293 و شطرى از احوال خود را در آن نوشته كه ما آنچه اينجا آورديم نقل از آن كرديم .
دويم كتاب « السعاية » در كشف آنچه مىباشد در « شرح وقايه » و مقدمهء آن در ذكر كسانى است كه خودشان يا كتبشان در « شرح وقايه » ذكر شدهاند . و همچنين شراح « وقايه » و محشين « شرح وقايه » و شراح « نقايه » همه در مقدمه آن ذكر شدهاند . و مقصود از « شرح وقايه » شرح صدر الشريعهء اصغر عبيد اللّه بن مسعود بن تاج الشريعة محمود بن صدر الشريعة احمد محبوبى است بر كتاب « وقايهء » جدش محمود بن احمد مرقوم . و « وقايه » در منتخب كتاب « هدايه » است كه اينك ذكر مىشود . و « نقايه » در مختصر « وقايهء » مرقوم و از مؤلف اصل آن است .
سيم كتاب « الفوائد البهيّة » در تراجم حنفيه ، آغاز تأليف آن ج 2 سنه 1291 ، انجام آن روز شنبه 11 صفر سنه 1292 ، و « التعليقات السنيهء » مذكور حواشى و تعليقات برآن است .
چهارم كتاب « مذيلة الدراية » در ذيل كتاب « مقدمة الهدايهء » خودش كه اينك ذكر مىشود .
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 1748
مساهمون: ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
ص١٧٤٨