از شاعر نامدار جناب آقاى حسن بهنيا « متين »
دريغ از پير دانا دل معلم * كه يكتا بود در تعليم و تفهيم
مصمم مردى اندر كسب دانش * مسلم فردى اندر جهد و تصميم
فزونتر پايهاش از حد تمجيد * فراتر رتبتش از مرز تكريم
مكارم را از او آثار بر جاى * معالم را از او تعليم و تفخيم
سراسر عمر او تحقيق و تدوين * دمادم كار وى تأليف و تنظيم
در احوال خردمندان ز هر ملك * در آثار بزرگان از هر اقليم
دريغ از آن مكرم زان معظم * از آن شايسته تكريم و تعظيم
دريغ از دانشى مردى كه مىبود * ز علم و دانش او را تخت و ديهيم
دريغا شد به خاك آن گنج گوهر * كه صدها گنج گوهر كرد تقديم
غرض آن جانفروز علم و دانش * چو بر جانآفرين جان كرد تسليم
متين مىجست تاريخ وفاتش * كه بخشد لوح جان را عز ترقيم
جهان را پا كشيد از جمع و گفتا * معلم را سرآمد دور تعليم