* ( 572 - وفات مفتون ، شاعر بواناتى ) *
بوانات ، چنان كه در « فارسنامه ، گفتار 2 : 181 » نوشته ؛ بلوكى است در فارس ، ميانه شمال و مشرق شيراز ، كه قصبهء آن بنام سوريان و نزديك بسى و پنج فرسخ از شيراز دور افتاده ، و كلمه بوانات جمع بوان است كه در اصل بون بوده بمعنى بهره و نصيب .
و مفتون از اهل اين بلوك و نامش آقا محمد حسن بوده كه در اين سال وفات نموده ، و اين اشعار از او است :
گر من كنم گناه و نبخشد گناه من * زاهد بگو كه معنى آمرزگار چيست
لازم طبع سليم است محبت چه كند * زاهد شهر نباشد اگرش طبع سليم
مانديم در بدايت و دردا كه راه عشق * دارد بدايتى و ندارد نهايتى
و مفتون تخلص چندين نفر ديگر غير از او است : 1 - مفتون اصفهانى كه در ( 1322 ) بيايد . 2 - مفتون دنبلى كه در ( 1243 ) بيايد . و بالاخره ، در « الذريعة 9 : 1083 » چندين نفر شاعر مفتون تخلص ذكر كرده كه با اين مفتون صاحب عنوان زياده بر ده نفر مىشوند .
* ( 573 - وفات الفت شاعر كاشانى ) *
وى بهطورىكه در « الذريعة 9 : 90 » نوشته ، نامش ميرزا محمد قلى و در اصل از آذربايجان و ايل افشار بوده و خدمت ديوان حسنعلى ميرزاى شجاع السلطنه را مىنموده ، و خود « ديوانى » دارد در اشعار قريب پنج هزار بيت ، انتهى .