و هم از او روايت نموده و ميرزا على اكبر تبريزى از او اجازه داشته ، انتهى ؛ و اين ميرزا على اكبر در ( 1337 ) بيايد .
چهارم ميرزا آقاى رضوى كه در ( 1328 ) بيايد .
پنجم سيد احمد كربلائى كه در ( 1332 ) بيايد .
و او ببرخى از اين تلاميذ و مريدين نامههائى نوشته كه بغايت موجب تذكر و تذكار است ، و جملهاى از آن نامهها را در موعظه و سلوك ؛ شيخ اسماعيل تبريزى مسئلهگو - كه در ( 1286 ) بيايد - در كتاب « تذكرة المتقين » جمع كرده ، و چنان كه در « الذريعة 11 : 311 » فرموده وى « رسالهئى در رهن » و ديگرى در « خلل نماز » تأليف كرده .
و بالاخره در بيست و هشتم ماه شعبان المعظم سنه هزار و سيصد و يازده - مطابق ( . . . ) حوت ماه برجى - در كربلا وفات كرده ، و در ايوان حجره چهارم طرف چپ آنكه از در زينبيه بصحن حسينى درآيد دفن شد . و فرزندى از او بنام شيخ على باز مانده ، چنان كه در « احسن الوديعه 2 : 86 » فرموده .
و از قرارى كه در « الذريعة 4 ش 180 » وى را « 1 » به در جزينى وصف نموده ظاهرا شوند از ديهات در گزين همدان باشد ، و او در نجف ساكن بوده ، و بموجب ( ش 1646 اين جلد ) « تقريرات دروس شيخ انصارى » را براى شاگردان خود درس مىگفته .
در « فوائد الرضويه : 148 » فرموده : بسا بوده كه وى در اثناء درس و مباحثه ساكت مىشده كه مبادا غفلتى از حق برايش رخ دهد ، انتهى .
و فهرست طوايفى كه خود را از احفاد جناب جابر مىدانند در احوال ميرزا عبد الرحيم گلى برى در ( 1272 ) بيايد .
هامش
( 1 ) مقصود صاحب عنوان است . م .