چندانكه از خواص شيخ انصارى بشمار آمد و حضرتش را بوى توجهى تمام بود و با احتياطى كه در اجازات داشت اجازهء غرائى به دو مرحمت فرمود ، و پس از ماندن ساليانى در نجف چشمش آب آورد و ناچار براى معالجه بايران آمده و بتبريز رفت و پس از اندكى رخت بمشهد كشيد و آنجا بفيض تدريس موروثى آستان قدس سرافراز گرديد ، و همى باقامت جماعت و منبر و موعظت روز گذرانيد تا چشمانش نابينا شد و منزويا در خانه نشست تا عمر را بپايان رسانيد ، و در مدت عمر چندين كتاب تأليف كرده :
اول « تقريرات دروس » اساتيد خود در مباحث و مسائل متفرقه كه آنها را متفرقا و مشوشا در چندين جلد بدون تهذيب و ترتيب نوشته و خود موفق به ترتيب و تنقيح آن نگشته بدين تفصيل :
« ج 1 » در طهارت و نماز و زكات و خمس و روزه .
« ج 2 » نيز در وضو و نماز و زكات و روزه و حج .
« ج 3 » باز در طهارت و معاملات از بيع و غيره .
« ج 4 » ايضا در متاجر و بيع و خيارات .
« ج 5 » در ضمان و حواله و كفاله و صلح و طلاق و منجزات مريض و لقطه و أحكام اولاد و رضاع و عصير عنبى و اجرت بر عبادات .
« ج 6 » در اجاره و وقف و غصب و صيد و ذباحه .
دويم « حاشيه بر شرح لمعه » كه آن را در « الذريعة » ذكر كرده .
سيم « مجموعهاى در رسائل و مسائل متفرقه فقهيه » كه بعضى ناقص و بعضى تمام و همه مشوش و نامرتب است و در « فهرست » مذكور ( ص 425 و 26 ) ذكر كرده .
چهارم « رسالهئى در بيع معاطات » كه در ( ص 429 ) گفته .
پنجم « رسالهئى در شك و سهو امام و مأموم » ( در ص 432 ) .
و بالاخره او در ماه رمضان المبارك سنه هزار و سيصد و يازده - مطابق ( حوت 1272 - حمل 1273 ) ماه برجى - در مشهد وفات كرد و هم آنجا در دار الضيافه مباركه دفن شد .
و برادر وى كه فرزند ديگر حاجى سيد صادق باشد ، مرحوم ميرزا اسماعيل رضوى است كه در ( 1242 ) بيايد .
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 1079
مساهمون: ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
ص١٠٧٩