ذىالقعده هم ناقص باشد و غره ذىالحجه 4 شنبه بشود ، ولى اگر غره ذىالقعده را پنجشنبه بگيريم كه ششم آن سهشنبه باشد ؛ نه با ششم شوال سهشنبه بودن مىسازد و نه با بيست و هفتم ذىالحجه دوشنبه بودن .
و بههرحال ، عليرضا مذكور « تذكرهاى در اشعار غزلسرايان » نوشته ، چنانكه در « مجمع الفصحا 1 : 36 » فرموده ، و خود نيز بتخلص شهره اشعارى سروده از آن جمله اين اشعار اينجا آورده شد :
از چشم نظرباز دلم خون شده آرى * از ديده كشد دل بجهان هر ستمى هست
دارد سر قتل من و اين خط كه برآورد * از پادشه حسن بخونم رقمى هست
پيكى بكوى يار سبك سير بايدم * كاين خامه چون به دو رسد از گريه تر شود
روم با ناتوانى بر سر آن كو به صد حسرت * اگر ديدار نبود جان دهم در پاى ديوارش
دلم در پاى آن زلف پريشان است و مىترسم * كه آخر در پريشانى برسوائى كشد كارش
كند هردم بنوعى آن جفاجو قصد آزارم * بپاداش وفادارى بدين خوارى سزاوارم
به تو مشغول بدينسان كه شب و روز منم * عجبى نيست اگر بىخبر از خويشتنم
برگشا لب بسخن گر همه خود دشنام است * كآرزو هست شنيدن سخنى زان دهنم
سنه 1183 شمسى
4 شنبه 8 ذىالحجه اول حمل ماه برجى
* ( 259 - وفات سيف الملك مختار ، شاعر هندى ) *
در « الذريعة 9 : 1017 ش 6623 » فرمايد :
وى ديوان مختصرى دارد كه در بنگاله موجود است و در اين سال وفات كرده ، انتهى .