خاندان بلكه عموزاده يكديگراند .
آنگاه وفات او را در اين سال و بعضى از اشعار او را آورده كه ما اين غزل را از آن اينجا مىآوريم :
نقاب برفكن و شرمسار كن يارا * مه دوهفته و خورشيد عالمآرا را
بدان لطافت و زيبائى رخت هرگز * نبسته خامهء تقدير نقش زيبا را
چو يك نگار بود جلوهگر بدير و حرم * بحيرتم كه چه دعوى است شيخ و ترسا را
نثار خاك درش جان كند اگر آرد * صبا بجانب مجنون پيام ليلى را
خوشا بهمت اشراق زان كه مىبخشد * بيك نگاه رخ دوست دين و دنيا را !
در « الذريعة 9 : 76 و 77 » سه نفر شاعر اشراق تخلص آورده ، و از اين اشراق صاحب عنوان ذكرى نفرموده ، و بناء براين چهار نفر در اشعار تخلص اشراق داشتهاند .
* ( 405 - وفات سيد عثمان ، سرورى شاعر اطنهئى ) *
وى از مشاهير شعر او مؤرخين عثمانى ، و در اصل ( چنان كه در « ريحانة الادب 2 : 188 » فرموده ) از أهالى اطنه بوده ، و نخست در آنجا تخلص حزنى مىنموده ، آنگاه پس از چندى باسلامبول رفت و بتصويب شيخ الاسلام توفيق افندى تخلص خود را سرورى نهاد ، و چندين كتاب تأليف كرد . اول كتاب « تاريخ منظوم » به ترتيب حروف ابجدى . دويم « ديوانى » مكمل در أشعار تركى . و آخر در اين سال وفات كرد ، انتهى .
* ( 406 - وفات غلام محيى الدّين ، معجز شاعر مدراسى ) *
وى بطور مفهوم از « الذريعة 9 : 1066 ش 6936 » با ملاحظه بعضى از مواضع