هم ار رب دگر مىبود ممكن * نگرديدندى از همديگر ايمن
هم اندر كار ديگر نقص بىشك * نبودى از وجود غير منفك
هم از تدبير ضد چون داشت امكان * كه تدبير دگر گردد پريشان
پس اين بروجه اكمل وضع هر چيز * نبود و امن هريك از خطر نيز
نه هم كس تاكنون ديده دو انباز * بملكى اينچنين باشند دمساز
هم از عقل است پيدا كآنچه بر پا است * بهم وابسته وز يك كارفرما است
وز اين نظمى كه در هر باره بينى * بوحدانيتش باشد يقينى
خدا را ملك با كس مشترك نيست * همه حمال فرمانند ، شك نيست
و گر گيرى يكى را زان دو غالب * مدامين پس خود است او ذات واجب
همه بااينكه دو يك بين دارد * سه ، دو ، تا ذات ديرين افتد از حد
هم ار بودى يكى ديگر چرا پس * نياورد از رسل پيغام او كس ؟
و يا خود صادق كامل مكرر * چرا منكر شدى از رب ديگر ؟
و يا هر هوشمندى نيك آداب * كه نى ديوانه بودندى نه كذاب ،
چرا با معجز و بىقصد دنيا * همه گشتندى از توحيد گويا ؟
روضات الجنات « 1 » :
اينك بايد بگوئيم كه در ( ص 801 ش 14 ) يكى از تأليفات صاحب عنوان را كتاب « روضات الجنات » ذكر كرديم و وعده داديم كه تفصيلى دربارهء آن بنويسيم ، پس اكنون بعد از تبرك بذكر جزئى از آيه شريفهء 21 سوره مباركه الشورى :
وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فِي رَوْضاتِ الْجَنَّاتِ لَهُمْ ما يَشاؤُنَ عِنْدَ رَبِّهِمْ ذلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ ،
چنين گوئيم كه :
« روضات الجنات » تا آنجا كه اين فقير اطلاع دارم نام چند كتاب ديگر غير از اين كتاب است : اول « روضات الجنات در اوصاف شهر هرات » تأليف معين الدّين محمد اسفزارى
هامش
( 1 ) براى اطلاع بيشتر پيرامون كتاب « روضات الجنات » رجوع شود به مقدمه مبسوطهء طبع سوم آن و به كتاب « زندگانى آية اللّه چهارسوقى : 89 - 96 » . م .