« الذريعة 9 : 8 ش 666 ) فرمايد وى « ديوانى در اشعار » دارد ، انتهى .
و در « مجمع 1 : 13 » اين اشعار را از او آورده :
تا سگ نفس تو گرگ شير شكار است * شير تو دايم ز بيم گرگ نزار است
تا كه نزار است شير و گرگ تو فربى * گرگ ترا به ز صيد شير چه كار است
عقل گرفتم چو شير و جهل چو مور ، آه * شير يكى مور بيشتر ز هزار است
آتش شهوت به آب طاعت بنشان * ور نه تنت مستحق سوزش نار است
هرچه شرار است مستعد شرير است * هركه شرير است مستحق شرار است
نفس يكى ديو ريو و عقل پرىوار * بستهء اين ديو ريو بيهدهكار است
چيست به غير از چهار خلط و سه ارواح * آن صنمى كز غمش دل تو فكار است
تا اينكه فرمايد :
گر تو بجوئى ز قيد نفس رهائى * چاره نه جز لطف پادشاه كبار است
شاه دوعالم على سيم آن كو * هشتم اين خاندان هشت و چهار است
ايرج ميرزا فرزندى داشته بنام غلامحسين ميرزاى صدر الشعراء ، و فرزند او ايرج ميرزاى شاعر است كه در ( 1291 ) بيايد .
* ( 316 - تولد مرحوم محمد شاه قاجار ) *
وى فرزند مرحوم عباس ميرزا نايبالسلطنه است كه در ( ج 1 سال 1203 شماره 82 ص 146 ) گذشت .
مرحوم محمد شاه ، پادشاهى با مشرب عرفان قرين و در مملكتدارى به بىكفايتى موصوف بوده ، و چون يك سفر بهرات بجنگ رفت بپادشاه غازى معروف گرديد ، و همانا خود پس از گذشتن چهار ساعت و بيست و هشت دقيقه از روز سهشنبه ششم ماه ذى القعدة - الحرام اين سال ، چنانكه در « تاريخ قاجاريه 2 : 1 » نوشته مطابق ( . . . ) جدى ماه برجى بطالع حمل 21 درجه و 2 دقيقه متولد شده ، و در بعضى از مواضع به نظر رسيد كه زايجه