نمىدانم كه خواهد خواست عذر قاتل ما را
انتهى . سيم ، دانش بختيارى كه نامش محمد خان بوده . چهارم ، دانش تفريشى كه در ( 1367 ) بيايد . پنجم ، دانش خراسانى كه نيز نامش محمد خان بوده . ششم دانش خوراسگانى . خوراسگان قريهاى است در بلوك جى اصفهان . و دانش نامش ميرزا محمد على و حين تحرير كه سنه 1374 است بسن پنجاهساله به نظر مىرسد و مردى بذلهگو و در أشعار بهزليات مايل و روزنامهئى فكاهى نيز بنام دانش مىنگارد و در اصفهان سكونت دارد . هفتم ، دانش قهفرخى كه در ( 1339 ) بيايد . هشتم ، دانش كرمانى كه نامش سيد عليرضا خان است . نهم ، دانش مشهدى كه نامش ميرزا رضى است ، و در « مطلع الشمس 2 : 430 » نوشته و در حدود 1070 و اندى وفات كرده ، و از اين نه نفر ، سيم و پنجم و هشتم در « جنگ بهترين اشعار » نوشته شده و با صاحب عنوان بجمله ده نفر شاعر دانش تخلص خواهند شد .
و اما عشرت . اول ، عشرت فراهانى كه در ( 1235 ) بيايد . دوم عشرت قاجار كه در ( جلد اول سال 1203 عنوان 78 ص 140 ) گذشت . سيم ، عشرت وصالى كه در ( 1292 ) بيايد . و با صاحب عنوان چهار نفر شاعر عشرت تخلص بشوند ، و اينك اين اشعار بنقل از « فارسنامه ، گفتار 2 ص 232 » از اين عشرت صاحب عنوان در اينجا نگارش يافت :
اين نقش خيال تو كه بر چشم پرآب است * پاينده چرا ماند اگر نقش بر آب است
و له ايضا
گرفتم اينكه نهادم به يكديگر مژگان * بخس چگونه ره سيل مىتوان بستن
أيضا در مرثيه و مادهء تاريخ وفات مرحوم حاجى سيد محمد باقر حجة الاسلام گفته :
كهف عالم حجة الاسلام عهد * باقر علم و امام خاص و عام
هم افاضت را مفيضى در حديث * هم افادت را مفيدى در كلام
شخص ذاتش معنى خلق كريم * كف جودش صورت كأس كرام
گرنه ممكن تحت واجب آمدى * در تمامى گفتمش فوق التمام
قاب قوسين وجودش كرده جمع * هم سعادت هم سيادت و السلام
طاقديس عالم تقديس بود * از علايق خواستى تجريد تام
بود « من خاف مقام ربه » * جنت المأوى از آتش شد مقام