تا كه شور عشق او در سر فتاد * اين سر شوريده سامانى گرفت
بر روى مهت زلف سيه ريخته ديدم * روز و شب خود را بهم آميخته ديدم
اين بود اميدم كه كشى زارم و افسوس * در كوى تو خون ديگران ريخته ديدم
در زير پر خويش كشيده است سر از غم * هر مرغ كه از دام تو بگريخته ديدم
و اين آقا محمد تقى در أشعار تخلص عارف داشته ، و فهرست أسماء شعرائى كه عارف تخلص داشتهاند ، در 1300 بيايد .
نهم : مرحوم آقا محمد تقى منصور على خوئى كه در 1274 بيايد . دهم : نواب محمد رضا ميرزا أفسر كه در 1211 بيايد . يازدهم : سيد محمد صالح كرمانى . دوازدهم :
سيد محمد على منير عليشاه سيرجانى ، و شرح أحوال اين هر دو در 1303 بيايد . سيزدهم :
سيد محمد على عزت عليشاه كه در 1219 بيايد .
مرحوم حاج ميرزا زين العابدين بااينكه مكرر بمكهء معظمه و مدينهء منوره مشرف شده بود ؛ در أواخر عمر باز آرزوى حج بيت اللّه الحرام نمود ، و بدين قصد روانه شده و پس از مراجعت در سنهء هزار و دويست و پنجاه و سه ، چنانكه در « شمس التواريخ : 55 » فرموده ؛ در نزديكى جده بر روى دريا وفات كرده و سياح عالم ملكوت گرديد ، و هم در جده در قبرستان حضرت حواء عليها السلام دفن شد . و فرزندانى از او باز ماند .
يكى : ميرزا جلال الدّين محمد كه در سنهء 1248 متولد شده ، و پس از پدر در نزد رحمتعلى شاه تربيت يافت ، و چندى در بلوك دشتى فارس متوطن و با خوانين آنجا مصاهرت بهم رسانيد ، و براى دوستى آنها صدمات بسيار كشيد ، و سى با صدق و صفاء و محبت و وفاء بوده ، و در حدود سال 1290 ، از رنج اين خاكدان فراغت يافت ، و خلفى از او بازنماند ؛ چنانكه در « طرائق 3 : 128 » نوشته .
ديگر : ميرزا على صدر العرفاء كه در 1253 بيايد . و در « تذكرة العارفين : 109 » عنوانى دارد بنام ميرزا أحمد شيروانى و در آن فرمايد : از نبيرهء مستعلىشاه است كه بدست حاج شيخ عماد الدّين حكيم إلهى تشرف در فقر حاصل نموده ، انتهى .
و ما ندانستيم كه وى از نسل كدام يك از فرزندان صاحب عنوان است .