همه قرار داده شد بعد از او آن ايرانى كه فقط براى همراهى سر آنتوان فرستاده شده بود . بعد از آن دو نفر رتبهء سر آنتوان قرار داده شد .
سر آنتوان وقتى اين ترتيب را ديد اظهار كرد كه به هيچوجه امكان ندارد كه به اين ترتيب به حضور امپراطور بروم . زيرا كه اين مأموريت به خود سر آنتوان داده شده بود ، طرف اطمينان و اعتماد شاه شخص او بود و بس و از وجود او براى دولت ايران فوايد كلى حاصل بود .
گذشته از اينها دليل نداشت كه سر آنتوان با وصف اينكه شخص عيسوى است و آن دو نفر خارج مذهب در چنين موقعى عقبتر از آنها بماند .
سر آنتوان بهواسطه اين امتناع طرف بىميلى امپراطور واقع گرديد و امپراطور براى اظهار عدم رضايت خود آن كشيش را از پيش سر آنتوان بيرون آورده او را مختار كرد كه هركجا كه مىخواهد برود .
گذشته از اين هر روز دوكهاى بزرگ خود را پيش سر آنتوان مىفرستاد كه در باب تفاصيل غير مهمه از او تفتيشات بنمايند تا بلكه دستاويز و محل اعتراضى به دست آرد .
خلاصه سر آنتوان به اين قسم همه روزه طرف بىلطفى و اذيت امپراطور واقع شده بود و سفير ايرانى هم بهطور مخفى آن كشيش را تحريك كرد كه حتى المقدور از سر آنتوان بدگويى بنمايد . مثلا بگويد كه من او را مىشناسم شخص پست رتبهايست و براى جاسوسى به اين مملكت آمده است و مقصود او فوايد شخصى است نه صرفهء دولت ايران و دول عيسوى .
بنابراين تحريكات ، كاغذهاى پادشاه را از او گرفتند و باز كردند تا ببينند مطالب آن چيست .
سفرنامه برادران شرلى ( فارسى ) — صفحة 90
مساهمون: آنتونى شرلى
ص٩٠