گويند قسم خورده است زير سقف نيايد تا اينكه مملكت خود را از دست عثمانى بگيرد . »
رابطهء بين سوگند پادشاه عربستان بابت استقلال سرزمينش و زير سقف نيامدن او ، راست يا دروغ ، هرچه باشد بهنظر شرط مزخرف و سخيفى مىآيد . به فرض هم كه زير سقف برود ، چه لطمهاى به استقلال يا عدم استقلال عربستان خواهد خورد ؟
6 . در صفحهء 59 : « وقتى سر آنتوان به حضور او آمد پادشاه [ عراق و بغداد ] امر كرد كه عزت و احترام زياد به او بنمايند . سر آنتوان كه شخص با مناعتى بود ، اعتنايى به او نكرد ، و وقتى به حضور او رفت با خدم و حشم خود داخل شد ، بهطور تشخص پيش آمد و تعظيمى به او نكرد و بدون اجازهء او پيش او نشست . . . »
اين مناعت طبع و تشخص سر آنتوان را داشته باشيد تا سرى بزنيم به صفحهء 56 و ماجراى حضور او را در نزد پادشاه عربستان بخوانيم :
« وقتى ما به حضور او رسيديم او از جا برخاسته از دست سر آنتوان گرفت . سر آنتوان خواست دست او را ببوسد و او قبول نكرد . ولى ماها بوسيديم . »
معلوم مىشود كه تشخص و مناعت انگليسىها بسته به موقعيت ، قوت و ضعف پيدا مىكرده و چون هواى جزيرهشان دائم در حال تغيير و تحول بوده !
7 . در صفحهء 65 : « صبح زود روز بعد روانه شديم و بعد از چند روزى رسيديم به كردستان كه مملكتى است بسيار وحشى و مسكون
سفرنامه برادران شرلى ( فارسى ) — صفحة 243
مساهمون: آنتونى شرلى
ص٢٤٣