من برادر خود را همراه داشتم كه بسيار جوان بود و به واسطهء محبتى كه نسبت به من داشت راضى به مشقت سفر گرديده فىالواقع خيالات حسنه و عاليهء او ، او را مشوق گرديده بود كه در اوايل عمر خود به كارهاى بزرگ و اقدامات معظّمه اقدام نمايد .
مسلم است كه اگر برادر او در سنه 1564 متولد شده بود در اين وقت سى و پنج ساله مىشد و سر آنتوان چنين ذكرى در باب او نمىنمود و خود سر آنتوان در آنوقت بيشتر از سى و شش سال نداشت .
فىالواقع از سياحتنامهء سر آنتوان چنين معلوم مىشود كه سر رابرت خيلى جوان بوده است و برادر بزرگش در وقت عزيمت از ايران لازم دانست كه به او بعضى نصايح در باب تحصيل علوم و تهذيب اخلاق بنمايد . و خود سر رابرت در باب اوقات زندگانى خود صحبت داشته گويد كه چندان سنى نداشتم . از طرف ديگر هربرت كه در وقت فوت سر رابرت در سنهء 1627 پيش او بود نوشته است كه او پير شده و از كار افتاده بود و در وقت فوتش هنوز به سن 63 سال نرسيده بود .
اين حرف هربرت را با عقيدهء ما نمىتوان مطابق كرد . مگر در يك صورت و آن اين است كه آب و هواى مشرق زمين زودتر از وقت طبيعى اسباب پيرى او گرديده باشد . اگر كتيبهء صورتى كه ذكر نموديم صحيح باشد مسئله حل شده است . اگر هم صحيح نباشد ، باز دلايل زياد در كار است و مدلل مىسازد كه بعد از سنه 1564 متولد شده است .
يك اشتباه ديگرى هم در شرححال اين جوان بههم رسيده است .
سفرنامه برادران شرلى ( فارسى ) — صفحة 120
مساهمون: آنتونى شرلى
ص١٢٠