تا اينكه مىگويد :
خداوند عزّ و جلّ مىفرمايد : سوگند به مقام عزّت و جلالم مىخورم كه من در هيچ وقتى از اوقات ميان خودم و ميان تو را حاجب قرار نمىدهم ؛ تا در هروقت كه دلت بخواهم بر من وارد شوى ؛ و اين است روش و منهاج من راجع به اولياى من ! » ]
و بعد از اين ، در تفسير حياة باقية مىفرمايد كه : صاحب او را چنين و چنان مىكنم - تا اينكه مىفرمايد :
و أفتح عين قلبه و سمعه حتّى يسمع بقلبه منّى و ينظر بقلبه إلى عظمتى و جلالى .
[ « و باز مىكنم چشم دل و گوشش را ؛ تا آنكه با دلش بدون واسطه از من بشنود و با دلش نگاه به عظمت و جلال من نمايد . » ]
و باز در همين حديث مىفرمايد :
إنّ أدنى ما أعطى الزّاهدين فى الأخرة أن أعطيهم مفاتيح الجنان كلّها حتّى يفتحوا أىّ باب شاءوا و لا أحجب عنهم وجهى و لأنعّمنّهم بأنواع التّلذّذ من كلامى . - إلى أن قال :
و أفتح لهم أربعة أبواب : باب تدخل عليهم الهدايا منه بكرة و عشيّا و باب ينظرون منه إلى كيف شاءوا .
[ « كوچكترين و كمترين چيزى كه من به زاهدان ، در آخرت عنايت مىكنم ، آن است كه تمام كليدهاى بهشت را به ايشان مىدهم تا از هردرى كه بخواهند داخل شوند . و صورت خودم را از آنان پوشيده نمىدارم و به انواع و اقسام التذاذ از سخنانم آنها را بهرهمند و متنعّم مىنمايم ! تا اينكه گويد :
به روى آنان چهار در را مىگشايم : درى كه براى ايشان در هرچاشتگاه
رساله لقاء الله ( به ضميميه رساله لقاء الله امام خمينى ، رساله لقاءالله فيض كاشانى ، نامه عرفانى مؤلف به علامه كمپانى ) ( فارسى ) — صفحة 54
مساهمون: ميرزا جواد آغا الملكي التبريزي
ص٥٤