جاى مناسب خود ذكر كرده است ، و عموم اهل علم و اربابرجوع را از سرگردانى نجات داده است .
به علاوه محدّث قمى در هرمادّه و تحت هرعنوانى ، به مناسبت ، مطالبى را گلچين نموده و آورده است كه از هرجهت بر اهميّت كتاب افزوده است . » « 1 »
وفات مرحوم حاج شيخ عبّاس قمى طاب ثراه
محدّث قمى پس از 65 سال عمر بابركت ، كه در راه تهذيب جامعه و تبليغ و ترويج معارف قرآن و عترت و تأليف كتب ارزنده سپرى شد ، سرانجام در شب سهشنبه 22 ذى الحجّة سال 1359 هجرى قمرى دار فانى را وداع نمود .
او همواره عاشق خواندن حديث و نوشتن آن بوده است ، تا جايى كه نقل شده است :
« در اواخر عمرش يكى از آقايان علماء ( مرحوم حاج آقا احمد قمى ) به عيادتش آمده و از حالش جويا مىشود ، « حاج شيخ عبّاس » مىگويد : چند روز است كه نتوانستهام حديث بخوانم و بنويسم ! و شروع به گريستن كرده و سخت گريست ! ! مرحوم روحانى به فرزند بزرگ آن مرحوم مىگويد كتاب بياوريد . جلد 7 بحار الأنوار علّامه مجلسى را آوردند و چند حديث خواند ، و محدّث قمى انبساطى پيدا كرد . » « 2 »
حالات پايان عمر محدّث قمى قدّس سرّه
« از مغرب شب آخر عمرش حالش غير عادى بود و پىدرپى اسامى ائمّهء اطهار را تكرار مىنمود ، مخصوصا وقتى به اسم حضرت امير المؤمنين عليه السّلام مىرسيد ، بيشتر عرض ادب و اظهار ارادت مىكرد ، و مكرّر مىگفت : روحى له الفداء آن شب بيشتر نمازها را نشسته خواند چون قادر نبود بايستد و تعادل خود را حفظ كند .
آن شب ، شب سهشنبه 22 ذى الحجّه سال 1359 هجرى بود . محدّث قمى شب
هامش
( 1 ) - حاج شيخ عبّاس قمى ، مرد تقوى و فضيلت صص 81 - 83 .
( 2 ) - همان ، ص 86 .