ميان بيابان ازل و ابد گسترده ؛ تا مسافران حضرت صمديت كه از بيابان عالم ارواح ، به قرارگاه صحراى قيامت سفر كنند ، در اين منزل فرود آيند و از اينجا زاد سفر آخرت بردارند و به تدبير سفر بينهايت مشغول شوند . ( رسالهء فتوتيه ، همان مأخذ ، ص 359 )
6 . اى عزيز ! نقاشان قضا و قدر كه مهندسان اشكال وجودند ، هيچ رقم بر دفتر موجودات نكشيدند حقيرتر و خوارتر از دنيا و هيچ نقش بر الواح كاينات ننوشتند خبيثتر و مردارتر از آن ؛ پس هر طالب مطلوب اعلا و مضطرب اضطراب تعطش به زلال جمال مولا كه دامن همّت خود را بدان نيالايد ، شايستهء بساط قربت جناب حضرت كبريا شايد . ( رسالهء ذكريه ، همان مأخذ ، ص 530 )
چنان كه برمىآيد ، « رسالهء اسرار الوحى » را خويشاوندى در نگارش با آثار « عزيز » بيش از « سيد » است ؛ اما نه بدان اندازه كه خاطر را آسوده سازد ؛ و نيز ملاحظاتى ما را بر آن مىدارد تا در درستى انتساب آن به هر دو ، ترديد نماييم .
اول : شيوهء نگارش
1 . نثر رساله به پختگى نوشتار عزيز نيست ؛ اگر چه از جهت سادگى و روانى ، فارغ از لحاظ كردن صناعات بدان ماننده است .
2 . سخن سيد را جامهء فاخر است و تركيبات و اصطلاحات سنگين ؛ حال آنكه رساله ، اين حال و هوا را دارنده نيست .
دوم : برابر نهادن آخرين بخش رساله در اصل حديث و ترجمه با آنچه در رسالهء ذكريه آمده است
الف - رسالهء ذكريهء مير سيد على همدانى ، ص 530 ( آثار احوال مير ) . . . و ابواب رياض كمال نگشايد مگر به فكر صافى ؛ و صفاى فكر نيايد مگر از دل پاك از شواغل دنياوى ؛ چنان كه در حديث ربانى آمده است :