تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهل مجلس ( فارسى ) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦
دوم مرتبهء قلب است و اهل اين مقام از آن مرتبه ترقى كرده باشند و عقول ايشان صافى گشته و بدان رسيده كه به آيات حق استدلال كنند و به تفكر در آيات كه افعال و تصرفات الهىاند در مظاهر آفاق و انفس به معرفت صفات و اسماء حق رسند ، چه افعال آثار صفات‌اند و صفات و اسماء مصادر افعال پس علم و قدرت و حكمت حق به چشم عقل مصفا از شوب هوا ببينند و سمع و بصر و كلام حق در عين انفس انسانى و آفاق اين جهانى بازيابند و به قرآن و حقيقت آن معترف شوند
« حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ »
و اين طايفه اهل برهان باشند و در استدلال ايشان غلط محال بود و چون به نور قدس و اتصال به حضرت احديت كه محل تكثر اسماء است عقول ايشان چنان منور شود كه بصيرت گردد و به تجليات اسماء و صفات الوهى بينا شود و صفات ايشان در صفات حق محو گردد ، آنچه طايفه اولى دانند اين طايفه ببينند . اين هر دو قسم ناطقه به نور قلب مزكى شود و ليكن طائفه ذو لعقول متخلق به اخلاق الهى باشند و ذو البصيرت متحقق به آن ، پس بدخلقى از ايشان محال باشد و همه را در مراتب خود معذور بايد داشت « و نرجوا ان نكون منهم » سوم مرتبهء روح بود ، و اهل اين مقام از مرتبهء تجلى صفات گذشته به مرتبهء مشاهده رسيده باشند و شهود جمع احديت يافته و از خفى نيز درگذشته و از حجت تجليات اسماء و صفات و كثرت تعينات رسته و در حضرت احديت حال ايشان
« أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ »
و اين طائفه خلق را آئينهء حق بينند يا حق را آئينهء خلق و بالاتر از اين استهلاك است در عين احديت ذات و محجوبان مطلق را فرمود
« أَلا إِنَّهُمْ فِي مِرْيَةٍ مِنْ لِقاءِ رَبِّهِمْ »
و ماندگان در مقام تجليات اسماء و صفات هرچند بسبب يقين از شك خلاص يافته‌اند ، اما از بقاء على الدوام معنى
« كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ