فرومايه نجات و رهايى يافته باشم ، كه تنها حق متعال بخشنده و نيكى بخش است و در هر حال و مقامى توكل بر او است .
11 / 1 اين كتاب بر فاتحه « 1 » و تمهيد جملى « 2 » ترتيب يافته كه آن ( تمهيد جملى ) شامل سابقه « 3 » و دو فصل و خاتمه « 4 » است ، و نيز شامل بابى در بيان ترتيب وجودى است « 5 » كه در آن فصول و اصولى پربار و ارزشمند است ، و خاتمه « 6 » هم شامل جامع مقاصد گذشته ؛ در بيان آنچه كه مقصد نهايى حق متعال است مىباشد « 7 » .
12 / 1 اما فاتحه در مقدمات شروع است كه شامل شوق جملى و ضبط اصلى در مشروع مىباشد « 8 » .
13 / 1 اما تمهيد جملى در بيان آنچه كه بدان ارتباط عالم به حق متعال - با آنكه وى ذاتا و از نظر وحدت ذاتيش بىنياز از عالم و عالميان است - مشخص مىشود . و همينطور ( اين تمهيد جملى ) شامل سابقهاى است در بيان ريشهها و اصول اين صحت و كيفيت . و فصل اول آن در تصحيح « 9 » اضافه و نسبتهايى است كه بين ذات و صفات مىباشد ، و فصل دومش در تصحيح نسبتى است كه بين حق سبحان - به اعتبار اقسام اسماء صفات - و بين پديد آمدن
هامش
( 1 ) - فاتحه يعنى سرآغاز و تمهيد جملى يعنى مقدمهاى كوتاه و همگانى . م
( 2 ) - تمهيد جملى در بيان كيفيت ارتباط عالم به حق متعال و ارتباط حق متعال به عالم مىباشد ، با اين كه او ذاتا و از نظر وحدت ذاتيش از عالم ( كثرت ) بىنياز است .
( 3 ) - سابقه تمهيد جملى در بيان ريشهها و اصول اين صحت كيفيت است ، يعنى صحت و كيفيت دو ارتباط و در آن دو فصل است : فصل اول در تصحيح اضافاتى است كه بين ذات و صفات مىباشد و فصل دوم در تصحيح نسبتى است كه بين حق سبحان - به اعتبار اقسام اسماء صفات - و بين تكوين اعيان ممكنات مىباشد .
( 4 ) - خاتمه تمهيد جملى در بيان متعلقات طلب ما در حدّ اجمال است و اين كه به چه اعتبارى مراتب استكمال بىپايان است و در آن بياناتى چند است .
( 5 ) - كه شامل بيان سلسلهء ترتيب موجودات است ، يعنى باب ( كشف سرّكلى ) در تعيين كليات جهات ارتباطاتى كه بين حق سبحان و بين موجودات و غير موجودات ؛ از برين و زيرين و علوى و سفلى - يعنى بيان سلسله ترتيب موجودات - مىباشد و در آن نيز فصول و اصولى چند است .
( 6 ) - خاتمه كتاب ( در مقابل فاتحه ) جامع مقاصد باب ( يعنى كشف سرّكلى ) و در بيان خواص انسان كامل است ، زيرا انسان كامل با اين كه مقام آخر بودن شهودى را دارد ؛ ولى اول اولين و آغاز آغازها را - در توجه الهى شامل و فراگير - دارد ، و در آن مسائل ( يعنى سئوالات ) و پاسخها است .
( 7 ) - يعنى در بيان حال انسان كامل است كه مقصود اصلى و غايت از ايجاد مىباشد ، چون وى قابل كلى و كون جامع حقايق كلى الهى و كونى است .
( 8 ) - شوق جملى : از جهت بيان شرافت و برتريش بر غير بوده و ضبط اصلى از جهت ذكر مصنوع و مبادى و مسائل است اجمالا .
( 9 ) - اصولا مراد از تصحيح يعنى مشخص و معين كننده .