مىبينيم اين همه شرح و حواشى بىشمار بر آن نوشته شده است ، گو اين كه ترجمه براى فارسى زبانان كار را مقدارى آسان مىكند ، ولى مشكل كار كه درك مطالب و آشنايى با اصطلاحات است حل نمىشود .
عليهذا خوانندگان گرامى بايد حوصله بخرج دهند و اين كتاب و يا هر فقره را كه فهمش مشكل بود به زودى از آن نگذرند و با دو بار و چندين بار خواندن مطلب را درك كنند ، لذا بايد دقت كنند نخست عبارت را درست بخوانند و سپس به تفكر پردازند ، آنگاه قطعا مطلب برايشان روشن خواهد شد و مقصود را خواهند دانست ، زيرا مكرر ديده شده كه پىنبردن به مقصود از باب اين بوده كه عبارت را درست نخواندهاند ، البته مترجم هم تا توانسته در اين كتاب از ويرگول و نقطه گذارى - براى فهميدن مطلب - خوددارى نكرده و وظيفهء وجدانى خويش را انجام داده است . توفيق با خداوند است و بس .
فراز اول :
شرح حال و شخصيت و آثار قونوى
وى ابو المعالى صدر الدين محمد بن اسحاق بن يوسف بن على قونوى ( 606 - 673 ) ملقب به شيخ كبير است .
صاحب كتاب ريحانة الادب گويد : محمد بن اسحاق بن محمد . . . قونيوى ملقب به صدر الدين مكنّا به ابو المعالى از علماى نامى و عرفاى عالى مقام و مشايخ عظام قونيه مىباشد ، پدرش در صغر سن او وفات كرد و مادرش به ازدواج محيى الدين ابن عربى ( شيخ اكبر ) درآمد و بدين وسيله صدر الدين نيز در تحت تربيت ناپدرى مذكور و ديگر اكابر درآمده ، موفق به اخذ علوم متنوعه شد و در اندك زمانى با كمال زهد و تقوا و رياضت و مجاهده ، جامع فقه و حديث و علوم ظاهرى و باطنى و عقلى و نقلى گرديد و در همهء آنها وحيد عصر و مرجع استفاده و استفاضهء اكابر وقت بوده است .
قطب الدين شيرازى از تلاميذ وى بوده و با سعد الدين حمويى ملاقات كرده