نقد يثرب سلالهء بطحا * امّى لوح خوان ما اوحى
لوح تعليم ناگرفته به بر * همه ز اسرار لوح داده خبر
آمد الحمد اوّل قرآن * پس الف لام ميم از پى آن
يعنى الحمد را بخوان اوّل * ساز الف لام از آن به ميم بدل
تا كه حاصل شود بدين تبديل * نام او در بدايت تنزيل
چون شد اين نام آن خجسته اثر * ميدهد ذلك الكتاب خبر
ثبت در وى به لون بىلونى * كلمات الهى و كونى
جان او موج خيز علم و يقين * سرّ لا ريب فيه اين است اين
و درود بر خليفه و وصى او و باب مدينهء علم و خاتم فصّ ولايت او ، اصل المعالى و مولى الموالى علىّ عالى :
و صلّ على اعلى علىّ علا على * علا كلّ عال كامل فى الولاية
بود ختم رسل نبى وز پى * شد على خاتم ولايت وى
بود سرّ كمال مصطفوى * گشت ختم خلافت نبوى
بر صف اهل زيغ با دل صاف * بهر اعلاى دين كشيده مصاف
بوده از غايت فتوت خويش * خالى از حول خويش و قوت خويش
قدرت و فعل حق از او زده سر * كنده بىخويشتن در خيبر
خود چه خيبر كه چنبر گردون * پيش آن دست و پنجه هست زبون
و بر اولادان طاهرين او ؛ كه امامان كرام و سلالهء پيغمبران عظام و راهنمايان خلق به تماماند ، به ويژه بر آن حقيقت مضمر و نور مستتر الهى ، قطب آسياى وجود و مركز دايرهء شهود ، آينه جمال الهى و مرآت كمال مصطفوى و حامل اسرار مرتضوى ؛ حضرت حجت بن الحسن العسكرى صلوات الله و سلامه عليه باد .
چون از تصحيح و ترجمه كتب صدر الدين شيرازى - صدر المتألهين - فراغت يافتم - به ويژه شرح اصول كافى او كه بالغ بر هشت مجلد شد - خواستم استراحتى كرده و تجديد قوايى بشود ، غافل از اينكه تقدير ما را از خدمت