مسافرت بوده ودر جاى معينى مقام وتوقف زياد نكرده است . جعفر بدخشى ميفرمايد : « حضرت سيادت يكى از أكابر أهل سياحت مطلقه بوده است زيرا كه جنابش مسافر مقيم ومقيم مسافر بود » در جاى ديگر اضافه مينمايد : « دايم از منزلي بمنزلى ميرفت » پس سيد مسافري بوده كه از لذت حضر كمتر استفاده كرده است .
حدود مسافرتها وچند واقعهء جالب
دربارهء حدود مسافرتهاى أو غالب نويسندگان كلمهء ربع مسكون ( همهء دنيا ) را بكار بردهاند ولى از چگونگى مسافرتهاى أو كه در مآخذ مذكور است برميايد كه بعض ممالك اسلامى وروم را ديده است . أسامي بعضي ممالك وشهرها را كه سيد ديده است در زير آورده ميشود : مزدقان ، بلخ ، بخارا ، بدخشان ، ختا ، يزد ، ختلان « 98 » ، بغداد ، ما وراء النهر ، شيراز ، أردبيل ، مشهد ، كشمير ، شام ( سوريه ) سرانديپ ( سيلان ) تركستان ، لداخ ( تبت ) سائر نقاط شبه قارهء هند وپاكستان وبلاد عربى . در مستورات ميآورد كه : « در يك موقع بعد از فريضهء حج تمام ملك عرب را سياحت نمود . »
از شهرهاى ديگر كه سيد ديدار كرده ، قبچاق ( تركستان ) گاندون وجبل القاف قابل ذكر است ودر ديدن اين شهرها وجاها سيد اشرف جهانگير سمنانى متوفى حدود 828 ه هم همراه أو بوده است . « 99 »
بطور كلى سفرهاى أو پر از صعوبت ورنج بوده ولى همت بلندش باين آلام اعتنا نمىكند وكأرش را دنبال ميكند . چنانكه خواهيم ديد اين مسافرتها شخص أو را اعتلا وصفاى كامل روحاني بخشيده وأو توانسته به تبليغات دين مبين اسلام بپردازد .
* از كوهها وصحارى ودشتهاى بىآب وگياه ميگذرد - وقتي تا 28 روز بدون آب ونان يا هيچگونه خوردنى سفر كرد . وقتي 24 فرسنگ مسافت را بىآب ونان طي كرده البتة از خستگى وصعوبت راه شكايت نكرده است .
* زماني برمبناى روش ايثار وفتوت غذائى را كه داشته بديگران مىبخشد
و
هامش
( 98 ) - از دورهء ازبكان اسم آن « كلاب » يا كولاب گرديد ( أيضا ) .
( 99 ) - لطائف اشرفى جلد دوم مذكور در تذكرهء صوفياى بنگال بزبان اردو ، ص 310 .