جهت دريافت جزئيات حادثه ، بتواند به منابع و مآخذ مورد نظر مراجعه كند و اگر به بعضى از منابع دسترسى نداشته باشد ، حداقل اميد دسترسى به برخى ديگر وجود داشته باشد . و در برخى موارد نيز سعى بر آن بوده تا شهرت يا تواتر حادثهء مورد نظر ، اثبات شود .
3 . روش معمول اين است كه پس از ذكر قضاياى تاريخى كه نوعاً شامل تفاصيل و جزئيات متعدد است ، در پايان ، منابعى براى آنها معرفى مىشود . در حالى كه همهء آن جزئيات و تفاصيل در تمامى آن منابع نيامده است . با چنين ارجاعى ، خواننده تصور مىكند كه جزئيات مورد بحث در همهء مآخذ وجود دارد ، در حالى كه چنين روشى چندان دقيق نيست ؛ به ويژه اگر بعضى از جزئياتِ ذكرشده ، از اهميت ويژهاى برخوردار بوده و يا محل اختلاف باشد . در اين اثر بر خلاف اين روش ، منابع و مآخذ هر يك از اجزا و تفاصيل قضايا جداگانه ذكر شده است ؛ مثلًا در جنگها منابع مواردى مانند علت پيدايش جنگ ، تاريخ آن ، تعداد سپاهيان دو طرف ، چگونگى جنگ ، تعداد تلفات طرفين ، چگونگى تقسيم غنايم ، آثار و نتايج جنگ و امثال اينها جداگانه ذكر شده است و با مطالعهء آنها خواننده متوجه مىشود كه كدام بخش از حوادث ، در كداميك از مآخذ آمده است و در صورت نياز ، به سهولت به آنها مراجعه مىكند . رعايت اين روش - كه به عقيدهء نگارنده ، مهم ، ظريف و داراى فوايد متعددى است - وقت و دقت زيادى مىطلبد و زحمات بسيارى را بر دوش مؤلف مىگذارد .
4 . شواهد و مؤيدات قرآنى و حديثى در سراسر كتاب ذكر شده است ؛ منتها در صورت لزوم ، متون عربى ( آيات قرآن مجيد و روايات يا فرازهايى از متون تاريخى كه ذكر آنها ضرورى به نظر مىرسيد ) در پاورقىها آمده و ترجمهء آن در متن ذكر شده است تا متن ، يكدست و روان بوده و براى كسانى كه با عربى آشنايى ندارند ، ملالآور نباشد .
5 . در موارد لازم و به مناسبت بحث ، تحليل و بررسى متناسب و پاسخ به شبهات ، به صورت روشن و بدون پيچيدگى صورت گرفته است و نپرداختن به تحليل و بررسى گسترده در برخى موارد ، و طرحنشدن بعضى از مباحث و موضوعات ( مانند بحث شركت حضرت محمد صلى الله عليه و آله در جنگ فجار ، شق صدر او ، نذر عبدالمطلب ) به اين علت بوده كه كتاب براى درس عمومى دو واحدى است و اقتضاى بسط بيشتر را ندارد . از سوى ديگر بعضى از
تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 18
مساهمون: مهدى پيشوايى
ص١٨