به دنيا آمدن يرد و انتقال نور به او
در مروج الذهب آمده است :
يا رد « 1 » ، پسر مهلائيل به دنيا آمد ، و نورى كه ( از وصيّى به وصىّ ديگر ) به ارث مىرسيد به او منتقل گشت ؛ پيمان بسته شد ، و حق بر جاى خود قرار گرفت . « 2 »
وصيت مهلائيل به پسرش يرد
در كتاب مرآة الزمان آمده است :
مهلائيل به پسرش يرد وصيّت كرد ، و او را از سر مكنون ( راز پنهان ) و انتقال نور به حضرت خاتم ( ص ) آگاه گردانيد . يرد سيرت نيكوكاران را در پيش گرفت .
در تاريخ يعقوبى آمده است :
پس از مهلائيل ، يرد بر جاى او قرار گرفت . او مردى با ايمان ، و خداى عزّ و جلّ را عبادتگزارى كامل بود ، و شبانه روز نماز بسيار مىگزارد .
در زمان يرد بود كه فرزندان شيث پيمانى را كه بينشان استوار بود شكستند ، ( و
هامش
( 1 ) - در نسخههاى تورات عربى يرد را « يوارد » ، نوشته است . در مرآة الزمان ص 224 « يرد » را به عنوان تعريب يوارد موجود در تورات به كار برده است . در تاريخ يعقوبى ( 1 / 10 ) يرد را به ازاى مخفف يوارد تورات در مروج الذهب ( 1 / 50 ) « لور » تحريف شده را استعمال كرده و در اخبار الزمان ص 77 و تاريخ ابن اثير ( 1 / 22 ) و طبرى ( 1 / 168 ) يوارد قيد شده است .
( 2 ) - مروج الذهب ( 1 / 50 ) .