دليلى بر صداقت ايشان است .
بنابر آنچه كه گفتيم هر پيامبر و رسول نبى مىباشد ، اما هر نبى ، پيامبر نخواهد بود مانند يسع ( ع ) كه او نبىّ و وصى حضرت موسى كليم اللّه ( ع ) بوده است .
بعضى از پيامبران شريعتى را آوردند كه برخى از موارد و اعمالى را كه شريعت گذشته آورده بود نسخ كرد همانند شريعت حضرت موسى ( ع ) نسبت به شرايع سابقه ، برخى نيز شريعتشان متمم شريعت سابق و تجديد كنندهء آن بود مانند شريعت حضرت ختمى مرتبت ( ص ) نسبت به دين حنيف حضرت ابراهيم خليل ( ع ) اين است كه خداوند مىفرمايد :
ثُمَّ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً . . .
« 1 »
آنگاه به تو وحى كرديم كه آيين پاك ابراهيم را پيروى كن .
و در سوره مائده آيه 3 مىفرمايد :
الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً
امروز دينتان را كامل كردم و نعمتم را بر شما تمام نمودم و اسلام را براى شما پسنديدم .
پس از آشنايى با مصطلحاتى چند كه فهم سرگذشت و اخبار انبياء در قرآن كريم و كتابهاى حديث شريف نبوى و سيره به آنها بستگى دارد ، اينك به خواست خدا به بررسى اخبار ايشان مىپردازيم و سخن را از حضرت آدم ابو البشر ( ع ) آغاز مىكنيم .
هامش
( 1 ) - نحل / 123 .