Skip to main content

عقائد الإسلام من القرآن الكريم ( عقائد اسلام در قرآن كريم ) ( فارسى ) — Page 377

Contributors:

P.377
احكامى كه آنان را از ديگر ملت‌ها جدا مىكرد ، و بال گردن ايشان شد ، و امورى همچون تعطيل روز شنبه كه بر خلاف ساير امت‌ها بود ، بار دوش آنان گرديد . همانگونه كه شرح آن در سفر تثنيه تورات آمده است . خاتم انبيا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به فرمان خدا مشكل آنان را بر طرف ، و هر چه خداوند در زمانهاى گذشته بر آنان حرام كرده بود ، همه را حلال نمود . خداوند در سوره اعراف فرموده :
الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّباتِ وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتِي كانَتْ عَلَيْهِمْ . . .
آنان كه اين رسول - بنى امّى - را پيروى مىكنند ، پيامبرى كه صفاتش را در تورات و انجيلى كه نزد خود دارند ، مىيابند ؛ آنان را به معروف امر كرده و از منكر بازمىدارد ؛ پاكيزه‌ها را براى آنان حلال و ناپاكها را بر ايشان حرام مىكند ؛ بارهاى سنگينشان را از آنان برداشته و زنجيرهائى را كه بر آنها بوده مىگشايد . . . « 1 » خداوند بدين گونه ، احكامى را كه در زمانهاى گذشته به سود آنان بود ، و در دوره‌هاى بعدى كه با ديگر مردمان در سطح جهان درآميختند ، و بال گردنشان شده بود ، اين احكام را از دوش آنان برداشت . اما احكامى كه در شريعت موسى براى همه مردم بود و بنى اسرائيل هم از مردم بودند ، اين احكام ، نه برداشته شد و نه نسخ گرديد . مانند حكم قصاص در تورات كه خداوند در سورهء مائده از آن خبر داده و مىفرمايد :
إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْراةَ فِيها هُدىً وَ نُورٌ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُوا لِلَّذِينَ هادُوا . . .
وَ كَتَبْنا عَلَيْهِمْ فِيها أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَ الْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَ الْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَ الْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَ السِّنَّ بِالسِّنِّ وَ الْجُرُوحَ قِصاصٌ فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَهُ وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ
.
Footnote
( 1 ) - اعراف / 157 .
عقائد الإسلام من القرآن الكريم ( عقائد اسلام در قرآن كريم ) ( فارسى ) — Page 377 | السيد مرتضى العسكري