نسأ باشد ، يعنى : هر حكمى را نسخ كنيم يا نسخ آن را به تأخير اندازيم ، بهتر از آن يا همانند آن را مىآوريم .
" ننسها " نمىتواند مخفّف " ننسيها " از ماده " نسى " به معناى نسيان و فراموشى باشد تا معنى چنين شود كه : قرائت هر آيه از قرآن را از ياد مردم ببريم ، بهتر از آن يا همانند آن را مىآوريم ! - چنان كه برخى آن را اين گونه تفسير كردهاند - « 1 » زيرا :
الف - خداى متعال خود حفظ قرآن را از فراموشى و نسيان ضمانت كرده ، و فرموده :
( سَنُقْرِئُكَ فَلا تَنْسى )
ما به زودى قرآن را بر تو مىخوانيم و تو هرگز فراموش نخواهى كرد .
ب - هيچ گونه مصلحتى در اينكه آن را از ياد مردم ببرد نيست ، خداوند آياتى را كه خود فرستاده تا مردم بخوانند چرا از يادشان ببرد ؟ !
8 - هادوا و هودا : هادوا : يهودى شدند ، هودا : جمع هائد يعنى يهوديان .
9 -
فَضَّلَكُمْ عَلَى الْعالَمِينَ
: يعنى خداوند شما را در آن زمان بر فرعونيان مصر و عمالقه و ديگر مردمان شام برترى داد .
10 - شطر : شطر را چند معنى است كه از جمله آنها ، " جهت " و " سوى " است .
11 -
ما كانَ اللَّهُ لِيُضِيعَ إِيمانَكُمْ
: خداوند هرگز نمازهائى را كه - پيش از تحويل قبله - به سوى بيت المقدس گزاردهايد تباه نمىكند .
12 -
إِذا بَدَّلْنا
: هرگاه جايگزين كنيم ، حكمى را به حكم ديگر بدل كنيم .
فرق بين عوض و بدل آن است كه : عوض قيمت جنس است و بدل جايگزين اصل مىگردد .
13 -
بِرُوحِ الْقُدُسِ
: فرشتهاى كه خداوند قرآن و احكام و تفسير آن را به وسيله او بر پيامبر مىفرستد .
14 -
ذِي ظُفُرٍ
: ناخندار و در اينجا مقصود هر حيوانى است كه سم آن شكاف ندارد ، مانند : شتر و شتر مرغ و اردك و غاز - و اللّه اعلم .
15 -
الْحَوايا
: رودهها
هامش
( 1 ) - به تفسير قرطبى و طبرى و روايت آن دو از سعد بن ابى وقاص در تفسير آيه ، مراجعه شود .