هستند آن را بفهمند ، چنان كه در مقام استدلال و اقامهء برهان بر يگانگى خالق و إله ( توحيد الوهيّت ) مىفرمايد :
آيا آنان به شتر نمىنگرند كه چگونه آفريده شده است ؟ !
و به آسمان نگاه نمىكنند كه چگونه برافراشته شده ؟ !
و به كوهها كه چگونه در جاى خود استوار و پابرجا شدهاند ؟ !
و به زمين كه چگونه گسترده و هموار گشته است ؟ !
پس تذكر بده كه تو فقط تذكّردهندهاى !
تو سلطه گر و وادار كنندهء آنان نيستى ! « 1 »
و در مقام استدلال و اقامهء برهان و بر يگانگى پروردگار ( توحيد ربوبيّت ) مىفرمايد :
آيا به آبى كه مىنوشيد انديشيدهايد ؟ !
آيا شما آن را از ابر نازل كردهايد يا ما آن را فرو مىفرستيم ؟ !
هرگاه بخواهيم ، اين آب گوارا را تلخ و شور مىگردانيم ، پس چرا شكر نمىكنيد ؟
. . . حال كه چنين است به نام پروردگار بزرگت تسبيح كن و او را منزّه بدان ! « 2 »
حال ، اگر خداى سبحان روشى بر خلاف اين مىپيمود ، و در مقام استدلال ، نظام حركت و سكون ميلياردها ستاره در ميليونها كهكشان آسمان را يادآور مىشد ، يا از انسان فقط چشم او را محور استدلال قرار مىداد ، و ميليونها خطوط ريز تعبيه شده در آن را ذكر مىكرد ، و از خون او و مليونها گلبول سرخ و سفيدش سخن مىگفت ، يا از مغز او و زواياى پيچيده و مليونى آن پرده برمىداشت ، و يا از جهاز هاضمهء او ، و يا از انواع بيمارى و راه درمان آن مىگفت - چنان كه برخى مىپرسند : چرا خداوند از اين دانشهاى مربوط به جسم انسان كه خود آن را آفريده ، چيزى در قرآن كريم بيان نكرده ؟ آيا اين از موارد كوتاهى و نقص در كتاب خدا نيست ؟ ! به خدا پناه مىبريم ! - شما چه فكر مىكنيد ؟ اگر ويژگيهاى خلقت بدان گونه كه گذشت در قرآن كريم مىآمد ، كدامين از مردمان ، قبل از زمان كشف آنها ، آن را مىفهميد ؟ و اگر پيامبران مثلا به مردم مىگفتند : زمينى كه ما روى آن زندگى مىكنيم به
هامش
( 1 ) - غاشيه / 22 - 17 .
( 2 ) - واقعه / 70 - 68 و 74 .