هيچ كس جز خدا بيم نداشتند ، و همين بس كه خداوند حسابرس باشد .
محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلم پدر هيچ يك از مردان شما نيست ، و لكن او رسول خدا و آخرين پيامبران است ، و خداوند بر همه چيز آگاه است . « 1 »
تأويل آيات مذكور در روايات مكتب خلفا
طبرى در تأويل اين آيه از وهب بن منبّه روايت كرده : پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلم زينب بنت جحش دختر عمه خود را به ازدواج زيد بن حارثه در آورد ، روزى رسول خدا به دنبال زيد به درب خانه او رفت ، بادى برخاست و پرده درب خانه را كنار زد ، زينب در اطاق بدون پوشش كافى نمايان شد ، شگفتى از جمال او در قلب پيامبر جاى گرفت ، اين واقعه كه پيش آمد . . . - تا آنجا كه - زيد خدمت رسول خدا رسيد و گفت : اى رسول خدا ! من مىخواهم از همسرم جدا شوم ، پيامبر فرمود : تو را چه مىشود ؟ آيا شبههاى درباره او به تو رسيده ؟ گفت :
نه به خدا چيز مشكوكى از او سراغ ندارم ، و جز خوبى از او نديدم « 2 » . . . تا آخر حديث .
روايت ديگرى نيز در اين باره با همين مضمون از حسن بصرى آمده كه به زودى آن را - در ضمن روايات اهل بيت عليه السّلام در تأويل آيات - مىآوريم .
بررسى هر دو روايت
الف - سند دو روايت : اين دو روايت از قول وهب بن منبّه و حسن بصرى است ، ما افزون بر آنچه در شرح حال آن دو آورديم مىگوئيم : هر دوى آنان سالها بعد از رسول خدا به دنيا آمدهاند ، حال چگونه از حوادث زمان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم روايت مىكنند ، و بدون ذكر مدرك و مرجع ، آن را مانند مسلّمات قطعى بيان مىدارند ؟ !
ب - متن دو روايت : شالوده اصلى جز اين نيست كه : پيامبر از ديدار ناگهانى جمال بىحجاب زينب در شگفت آمد و در دل خواستار طلاق وى توسط زيد شد ولى آن را در خود مخفى مىداشت .
هامش
( 1 ) - احزاب / 40 - 36
( 2 ) - تفسير الميزان چاپ دار المعرفه بيروت ج 22 ص 10 و 11