او كاهن بوده و مىخواسته به فلك بالا رود كه آتش گرفته و سوخته است ، فرزندان آدم كه پيرو دين او بودند شديدا اندوهگين شدند ، ابليس گفت كه بت بزرگ آنان بوده كه ادريس را هلاك كرده ، پس بتپرستان در عبادت بتها فزونى يافتند ، و به زيور آنها پرداختند ، و برايشان قربانى كردند ، و جشن عيد گرفتند ، عيدى كه همگان در آن حضور يافتند ، آنان در اين دوران بتهائى به نام : يغوث و يعوق و نسر و ودّ و سواع ، داشتند .
هنگامى كه مرگ متوشلخ فرا رسيد ، فرزندش لمك را وصىّ خود قرار داد ، - لمك به معناى جامع - و از او پيمان گرفت و صحف و كتابهاى مختومهء ادريس عليه السّلام را به او سپرد ، عمر متوشلخ در اين هنگام نهصد سال بود .
وصيّت به لمك منتقل شد ( او پدر نوح عليه السّلام بود ) او يك بار چنان ديد كه آتشى از دهانش خارج شد و جهان را سوزانيد ، و يك بار ديگر ديد گويا روى درختى در ميان درياست و هيچ چيز ديگرى نيست .
نوح عليه السّلام بزرگ شد ، و خداوند او را در پنجاه سالگى رفعت مقام داد و نبوت بخشيد ، و وى را به سوى قومش كه بت مىپرستيدند فرستاد ، او از رسولان صاحب عزم بود .
در برخى از اخبار ، عمر او را هزار و دويست و پنجاه سال ذكر كردهاند ، او همانگونه كه خداى متعال فرموده : نهصد و پنجاه سال « 1 » در ميان قوم خويش درنگ كرد و آنان را به سوى ايمان فرا خواند ، شريعت وى : توحيد و نماز و روزه و حج و جهاد با دشمنان خدا از فرزندان قابيل بود ، او به حلال مأمور ، و از حرام نهى شده بود و دستور داشت مردمان را به سوى خداى متعال دعوت نمايد و از عذاب او بر حذر دارد ، و نعمتهاى خدا را يادآورىشان كند .
مسعودى گفته است :
خداوند رياست و كتابهاى انبيا را براى سام بن نوح قرار داد ، و وصيّت نوح ويژه فرزندان او شده است . « 2 »
تا اينجا آنچه از كتاب اخبار الزمان مسعودى نزد ما موجود بود پايان گرفت ، مسعودى
هامش
( 1 ) - عنكبوت / 14
( 2 ) - اخبار الزمان مسعودى چاپ بيروت 1386 ه ص 75 - 102