مخلوقات ، رهنمون مىگردد .
براى نمونه ، گردش ماه به دور زمين ، و زمين به دور خورشيد ، يا حركت الكترون در درون اتم به دور هسته خود ، و حركت گلبولهاى سرخ و سفيد در خون ، و ديگر نمونههاى آشكار نظم و نظام ، در حركت و سكون موجودات - كه نه به شمار آيد و نه قابل احصا باشد - اينها همه ، انسان را در چنين كاوشى به اين نتيجه مىرساند كه : پديدهها و موجودات آسمان و زمين ، و هر چه ميان آن دو است ، پروردگار قانونگذار و نظمآفرينى دارند كه زندگى هر يك از آنها را برنامهريزى و تنظيم فرموده است . و اين همان معناى سخن خداى متعال در آيه كريمه سوره اعراف است كه مىفرمايد :
وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ . . .
3 - تفسير آيه
وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ
يعنى هنگامى كه خداوند از هر يك از افراد بنى آدم ، ذريّه و نسل او را بيرون آورد ، و نسل هر پدرى از پشت او جدا و خارج شد .
أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ
هر يك از آنان را بر خودش گواه گرفت و از راه فطرت كنجكاو و جستجوگرى كه به او بخشيده بود تا از سبب پديد آمدن پديدهها و حركت و سكون موجودات جويا شود ، از ايشان پرسيد : آيا من پروردگار شما نيستم ؟ و چون همه آنان با عقل فطرى خود ، دريافته بودند كه هر مخلوقى را خالقى است و هر نظمى را ناظمى ، فرياد بلى و آرى سر دادند . اين همان غريزه فطرى است كه انسان را از ديگر مخلوقات ممتاز كرده و بشر به وسيلهء آن به نتيجهگيرى و جمعبندى پرداخته ، و آنچه را كه ديگر مخلوقات توان درك و دريافتش را ندارند ، فرا مىگيرد . شرح و بيان آن ، به يارى خدا ، در تفسير آيه كريمه :
وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها
مىآيد .
4 - انسان مجبور محيط و پدر و مادر نيست
گفتيم : خداوند رحمن به وسيله همان غريزهاى كه سرشت آدميان را بر آن بنا نهاده ، آنان را گواه خودشان گرفت و پرسيد : آيا من پروردگارتان نيستم ؟ آنان هم به زبان فطرت پاسخ