وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ
« 1 » . و در حديث وارد شده است كه : « لا تأكلوا لحوم العلماء فإنّ لحومهم مسمومة » . يعنى : مخوريد گوشت علما را - كه مراد علماى ربّانى باشد - زيرا كه گوشت ايشان به زهر آغشته است . و مقصود از نخوردن گوشت ايشان ، غيبت نكردن آنهاست ، و منظور از مسموم بودن لحوم علما رجعت و بال عداوت و دشمنى و اذيّت و خفّت است بر اشخاصى كه غيبت علما مىكنند ، و اكثرى از ضررهاى مالى و جانى كه بر اشقيا و اهل دنيا مىرسد ، به جهت اهانت و بدگويى و غيبت سعدا و نيكان است ، و امّا بسبب غفلت و غرور ، شاعر نيستند كه از كجا مصاب شدند و اين بليّه و مصيبت به ايشان از كجا رسيد .
بس تجربه كرديم در اين دير مكافات * با اهل دعا هر كه در افتاد بر افتاد [ 1 ]
و در اين باب حكايات و روايات بسيار است فزون از حدّ و شمار ، و سرّش اين است كه علما و سعدا و صلحا در ظاهر منسوب به خدا و رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - و ائمهء هدىاند و غيرت خدا از آن بالاتر است كه راضى شود كه منسوب به او خوار و ذليل گردد ، به واسطهء بيگانهاى كه به هيچ وجه نسبت به خدا ندارد .
« و يؤمن من موت الفجأة » : و ايمن گردد از مرگ ناگهان . و موت ناگهانى آن است كه صاحب آن را فرصت وصيّت و شهادت و وداع اهل و عيال و حلّيت خواستن از براى او نباشد . و در ادعيهء اهل عصمت از موت فجأه به خدا پناه بردهاند كه :
« اعوذ باللّه من فجأة الموت و من موت الفجأة » .
« و يوسّع عليه الرّزق و يأتيه من موضع لا يكون في ظنّه » : و ابواب روزى بر وى گشاده مىشود و از محلّى به وى رسد كه گمان نبرد و توقّع نداشته باشد ، كما قال اللّه تعالى :
هامش
[ 1 ] ع :پس تجربه كرديم در اين دير مكافات * با اهل دعا هر كه در افتاد در افتاد .ولى در ديوان حافظ تصحيح قاسم غنى به اين صورت آمده :بس تجربه كرديم در اين دار مكافات * با درد كشان هر كه در افتاد بر افتاد
( 1 ) الطلاق : 3 .