اين گمنام مستهام « 1 » ، اقل الطلبة ، مصطفى بن محمّد الخوئى مأمور آمد كه دعاى جليل القدر عظيم الشأن صباح را كه نور بازغ معانيش در شبستان الفاظ ، مشكات « 2 » طريق هدايت و مصباح « 3 » سبيل سعادت است ، شرحى نوشته باشد ، با وجود عدم مايه و پستى پايه - امتثالا لامره و اطاعة لحكمه - از همّت و الا ختمش استمداد و استعانت جسته ، شروع به شرح اين دعاى مبارك نمود . رجاى واثق آن است كه منظور نظر انور و مقبول خاطر خورشيد اثر اشرف ارفع امجد ارفع و الا گرديده ، به اين وسيله مطبوع دانشمندان زمان گردد .
يا رب كه شهش به چشم رحمت نگرد .
بهترين دعايى كه ترتيل آن در هر صباح ، باعث رستگارى نشأتين است ، ثناى كبريايى است - جلّت عظمته و ظهرت قدرته - كه در هر صباح از شعشع « 4 » نور عالم فروزش مهر روشن در تأجّج « 5 » و در هر رواح « 6 » از اشعهء لمعات انوار ضياء اندوزش روشنان گردون تجلّى ظهور يافته ، همه به آرايش و زيور افشانى فلك دوّار در خود آرايى و تبرّجند « 7 » .
قيّومى كه اشباح بشرى را به وشاح « 8 » ارواح ملكى متحلّى نمود تا كسانى كه قابل استفاضهء فيوضات ربّانى هستند ، از كسب اوصاف حميده و دفع اخلاق ذميمه ، خود را از تعلّقات عالم ناسوتى رهايى داده به جناحين علم و عمل ، هماى نفس نفيس را در عالم لاهوتى طيران دهند و از فيض بادهء معرفتش مست حق و مستحق فيوضات جاودانى آيند .
قادرى كه شهباز تيز پر اوهام دانايان حكماى الهى و دقيقه شناسان رموز آگاهى را
هامش
( 1 ) سرگشته .
( 2 ) چراغدان .
( 3 ) چراغ .
( 4 ) پرتو .
( 5 ) فروزش .
( 6 ) شب .
( 7 ) آشكار نمودن زينت .
( 8 ) گردنبند جواهر نشان .