برآمدن و حصول آرزوها . بلكه آيا در آويختهام و چنگ زدهام به راههاى اسباب ريسمانهاى محكم تو كه موصل است به آرزوها و مطالب و چنگ نزدهام به اسباب و وسائل حضرت تو در هيچ حالى مگر وقتى كه دور گردانيده است مرا گناهان من از نزديكى به حضرت تو . و چه بد مركب تندرو و سركشى است هوا و هوس نفس من كه نفس من آن را اتّخاذ كرده و بر آن سوار و تابع آن شده و بالاخره آن مركب سركش مرا به هلاكت خواهد رسانيد .
پس در تعجّب ( يا آه ) و در تأسّفم براى آن چيزى كه آراسته براى نفس من اعتقادات و گمانهاى فاسد و آرزوهاى نفس من كه موجب هلاكت من خواهد شد .
هلاكت و زيان باد نفس مرا به سبب جرأت و دليرى او بر سيّد و خداوند خود به ارتكاب گناهان و مخالفت فرمان آن خداوندگار و مولايى كه ولىّ النعمة است .
اى معبود من كوبيدهام در رحمت تو را به قوّت يا به دست رجاء و اميدوارى خود . و من گريختهام به سوى درگاه تو از هر چه كه رضاى تو در آن نباشد ، در حالتى كه پناه گيرندهام به حضرت تو از بسيارى خواهشهاى نفس خود .
اى خداى من در آويختهام به كنارهاى ريسمان محكم عنايت تو سرانگشتهاى دوستى خود را كه به مقاصد و خواستههايم مرا برسانى .
در گذر بار خدايا از آن چيزهايى كه از من واقع شده از لغزشهايم و گناهم .
درگذر از من ( يا خلاص كن مرا ) خداوندا از انداختن گناهان مرا به هلاكت ( يا خلاص كن مرا از حالت هلاكت ) .
چون بدرستى و تحقيق تويى آقاى من و خداوندگار من كه بندگى و فرمانبردارى تو بر من لازم و حتمى است و تويى كه مرا وجود و حيات و ضروريّات و لوازم زندگى بخشيدهاى و نگهدارى مىكنى و روزى مىدهى و تويى محلّ اعتماد من كه به سبب تكيه بر شفقت بىغايت و رحمت بىنهايت تو خواستار شدم جرم مرا عفو فرمايى و از زلل و خطاى من درگذرى و از افتادن به واسطهء كسب گناهان نجاتم دهى - و دردى از آنها
شرح دعاى صباح ( فارسى ) — صفحة 30
مساهمون: مصطفى بن محمد هادى خوئى
ص٣٠