مخصوص آن است ولى شفاى آن درد با حكمت دعا تحقّق مىيابد [ 1 ] . خدا با دعا مقدّرات انسان را تغيير مىدهد و او را از بلايى حتمى نجات مىبخشد [ 2 ] .
آيا اجابت هر دعا به صلاح انسان است ؟ مؤمن دل آگاه هرگز مطلوب و خواستهء خود را بر خدا تحميل نمىكند . اجابت دعا را قرين به مصلحت خود مىخواهد . طالب اجابتى كه نقض حكمت حق تعالى در آن است ، نمىباشد . همواره در اينكه دعايش پذيرفته خواهد شد ، به خدا حسن ظن دارد « 1 » . در درك آنچه به مصلحت اوست عاجز است ، از اين رو هيچ گاه مصلحت خويش را به خداوند - عزّ و جلّ - گوشزد نمىكند « 2 » .
در فرهنگ و ادب دعايى شيعه ، استعجال و اجابت زود و سريع دعا مطلوب نيست ، آنچه كه به صلاح داعى است در زمان مخصوص ، پسنديده است . دعا كننده ، عاقل و صبور است . بيش از آنكه به سرعت اجابت بيانديشد ، به رفع موانع اجابت همچون كم كردن معاصى ، كسب مال حلال [ 3 ] ، ردّ مظالم و نيكى و احسان به خلق و . . . مىكوشد تا آنچه مقدّر و مصلحت اوست در پروندهء حياتش درج شود [ 4 ] .
از آنجا كه سائل و داعى از باطن و حقايق اشياء بىخبر است ، گاه چيزى را طلب مىكند كه كاملا به ضرر و زيان اوست ، پس خير و صلاح او در عدم اجابت است « 3 » . لذا او نبايد در خواستهء خود از روى جهل اصرار ورزد ، همواره از خدا بخواهد آنچه خير و صلاح اوست به او عطا كند . چنان كه قرآن كريم مىفرمايد :
وَ يَدْعُ الانْسانُ بِالشَّرِّ دُعاءَهُ بِالخَيْرِ وَ كانَ الانْسانُ عَجُولاً
« 4 » به همين دليل در ادب دعايى ، دستور است كه راههاى نجات و هلاك خود را بشناسيد تا خدا را به چيزى كه هلاك انسان است دعا نكنيد و
هامش
[ 1 ] « عليك بالدعاء فانّ فيه شفاء من كل داء » بحار الانوار ، ج 93 ، ص 295 ، كافى ، ج 2 ، ص 470 .
[ 2 ] « لا يردّ القضاء الاّ الدعاء » بحار الانوار ، ج 93 ، ص 296 .
[ 3 ] « أطب كسبك تستجاب دعوتك » همان ج 93 ، ص 358 .
[ 4 ] « من اصعد إلى اللّه خالص عبادته اهبط اللّه - عزّ و جلّ - افضل مصلحته » نبه ص 350 .
( 1 ) بحار الانوار ، ج 93 ، ص 305 .
( 2 ) همان ، ج 71 ، ص 178 .
( 3 ) بحار الانوار ، ج 77 ، ص 42 .
( 4 ) الاسراء : 11 .