همچنين معاد از ضروريات دين اسلام است كه منكر آن كافر محسوب مىشود و با اعتقاد به نبوت ، اعتقاد به معاد نيز حاصل مىشود . در نتيجه اصل معاد فرعى از اصل نبوت است . به عبارت ديگر كسى كه به نبوت اعتقاد پيدا كرد بايد به « كل ما جاء به النبى » نيز معتقد شود و معاد يكى از آنها است .
اما آنچه بهعنوان ركن رابع يا اصل معرفت شيعيان بيان مىكنند ، شيعهء كامل است كه واسطهء ميان شيعيان و امام غايب مىباشد . ايشان معتقدند كه در هر زمان لزوما شخصى بايد ظهور كند غير از امام زمان كه به نيازهاى مردم آگاه باشد و واسطهء بين امام عصر و مردم گردد .
در اين صورت بر همهء اهل علم واجب است كه مردم را به سوى او دعوت كنند و علماى ديگر نمىتوانند متصدى امور شوند ، مگر به اجازهء او و اين شخص كسى نيست مگر امام ناطق و يا نايب خاص و يا قطب و يا ركن رابع . « 1 »
شيخيه آذربايجان ، اصول دين را پنج اصل توحيد ، نبوت ، معاد و عدل و امامت مىدانند و چنين استدلال مىكنند كه شيخ احمد احسايى در ابتداى رساله حياة النفس و سيد كاظم رشتى در رساله اصول عقايد ، اصول دين را پنج اصل مذكور مىدانند و در هيچيك از كتب و رسائل اين دو نفر نامى از ركن رابع برده نشده است . « 2 »
پرسش
1 . فرقهء شيخيه توسط چه كسى و چگونه تأسيس شد ؟
2 . مبانى اصلى اين فرقه چيست و چرا مؤسس آن تكفير شد ؟
3 . تفاوتهاى شيخيه كرمان و آذربايجان چيست ؟
4 . منظور از ركن رابع در اصول فكرى كريمخانيه چيست ؟
5 . طايفهء شيخيه آذربايجان از كدام خانوادهها تشكيل مىشود ؟
هامش
( 1 ) . شيخ ابو القاسم ابراهيمى ، فلسفيه ، سعادت ، كرمان ، ص 205 ؛ ميرزا محمد رضا همدانى ، هدية النملة الى رئيس الملة ، بمبئى 1333 هجرى ، ص 13 ؛ ميرزا محمد تنكابنى ، پيشين ، ص 34 .
( 2 ) . احقاق الحق ، پيشين ، ص 167 ، 223 ؛ غلام حسين معتمد الاسلام ، كلمهاى از هزار ، تبريز ، شفق ، 1398 هجرى ، ص 64 .