ابو الخطاب در آغاز از اصحاب و شيعيان امام صادق ( ع ) به شمار مىرفت ، اما پس از چندى عقايد غلوآميز خود را مطرح كرده ، موجبات طرد و بلكه لعن خود را از سوى امام صادق ( ع ) فراهم آورد . « 1 » او در يكى از اقدامات آغازين خود شروع به جعل حديث به نام ائمه ( ع ) با سند صحيح و جاى دادن آن در كتب اصحاب ائمه ( ع ) كرد . « 2 » برخى از عقايدى كه در كتب مختلف به ابو الخطاب و طرفدارانش نسبت دادهاند ، از قرار زير است :
1 . امام جعفر صادق ( ع ) خدا است ، امّا نه اين جعفرى كه ديده مىشود ، بلكه صورت اصلى او در آن عالم است . « 3 »
2 . امام ( ع ) ابو الخطاب را قيم و وصى خود و بلكه پيامبر قرار داده است . « 4 »
3 . روح هريك از رهبران خطابيه كه به حد خدايى مىرسد ، پس از چندى به نبى ديگر منتقل مىشود . « 5 »
4 . ابو الخطّاب پس از مرگ از ملائكه گشت . « 6 »
5 . در هر زمانى دو پيامبر وجود دارد كه يكى ناطق و ديگرى صامت است ؛ مانند محمد ( ص ) كه در زمان خود رسول ناطق بود و در همان زمان حضرت على ( ع ) پيامبر صامت به شمار مىرفت . در اين زمان نيز امام جعفر صادق ( ع ) پيامبر ناطق و ابو الخطاب پيامبر صامت است . « 7 »
6 . در بعد شريعت ، آنها بهطور كلّى اباحىگر و بىبندوبار بودند و همهء محرمات را حلال دانسته ، شهوات را نور مىدانستند و مانند منصوريه ( پيروان ابو منصور عجلى ) واجبات و محرمات را كنايه از دوستى و دشمنى با افراد خاص پنداشتند . « 8 »
هامش
( 1 ) . معجم رجال الحديث ، ج 14 ، ص 243 ، ( 1261 ش ) .
( 2 ) . اختيار معرفة الرجال ، ص 195 .
( 3 ) . فرق الشيعة ، ص 57 ؛ الملل و النحل ، ج 1 ، ص 180 .
( 4 ) . فرق الشيعة ، ص 57 ؛ المقالات و الفرق ، ص 87 .
( 5 ) . المقالات و الفرق ، ص 89 .
( 6 ) . همان ، ص 83 .
( 7 ) . مقالات الاسلاميين ، ص 9 .
( 8 ) . فرق الشيعة ، ص 57 و 58 .