حال آنكه بنابر تصريح روايات مروى از ائمه ، خداوند ربوبيت خود را به كسى تفويض نكرده است .
سازمان دعوت اسماعيليه
اسماعيليان براى تبليغ كيش خود سازمانى با سلسله مراتب مختلف ايجاد كرده بودند كه زير نظر امام فعاليت مىكرد . سلسله داعيان اسماعيلى به شرح زير است :
1 . حجّت يا باب :
حجت نايب امام در سازمان دعوت بود و در موارد غيبت امام ، حجت تنها كسى بود كه با امام در ارتباط بود و بقيه داعيان به وسيله او با امام در ارتباط بودند .
2 . داعى الدعات يا باب الابواب :
وى رئيس داعيان و نماينده حجت در توزيع ، تشخيص صلاحيت و برنامهريزى داعيان بود .
3 . داعى بلاغ :
وى را مىتوان منشى داعى الدعات و ابلاغگر اوامر داعى الدعات دانست . به عبارت ديگر امور دفترى داعى الدعات بر عهدهء داعى بلاغ بود .
4 . داعى مطلق :
رهبرى دعوت در يك منطقهء بزرگ يا جزيره به عهدهء داعى مطلق بود ؛ مثل داعى خراسان ، داعى عراق و . . . . اسماعيليان جهان اسلام را به دوازده جزيره تقسيم كرده ، هر جزيرهاى را به داعى خاصى مىسپردند . داعى مطلق در محدودهء جزيره خود از اختيارات تام برخوردار بود .
مراتب بعدى دعوت به ترتيب داعى مأذون ، داعى محصور و داعى چپ و راست است كه زير نظر داعى مطلق به امر تبليغ در ناحيهء خاص مىپرداختند . اسماعيليان به طلاب علوم اسماعيلى به ترتيب قدمت و طول تحصيل ، مكاسر و مكالب مىگفتند و تازهواردان به كيش اسماعيليه را مستجيب مىناميدند . « 1 »
معاد
معاد در انديشه اسماعيليه صبغهء فلسفى دارد و از اينرو بستگى تام به بحث نفس و اقسام آن مىيابد . در نگاه آنان نفس كلى منبع دانايى و تدبير بوده و نفوس جزئى از آثار ، جلوهها و شئونات نفس كلى هستند ؛ اگرچه به نظر بعضى از متفكران اسماعيليه نفوس جزئى ، اجزايى از نفس كلّىاند . در ديدگاه اسماعيليه نفس جزئى مراحل گوناگونى را براى ترقّى طى كرده ، گاه مىتواند
هامش
( 1 ) . همان ، ص 175 - 180 .