چيزى شاهد است .
( الذى ) صفت بعد از صفت اللَّه كه عزيز و حميد است و يكى از صفات او اين است كه :
( له ) لام اختصاص است اشاره به اينكه احدى غير از او مثل الهه مشركين و و رؤسا و سلاطين به قدر خردلى ملكيت ندارند .
( مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ )
بملكيت ذاتيه چون خالق آنها و نگهبان آنها است و تمام تحت فرمان او هستند و هر كدام سير مخصوصى دارد ، و اما ساير اقسام ملكيت حقيقيه نيست فقط اعتباريه است و عاريه است و جعليه كه مىگويى : اين ملك زيد است و آن ملك عمرو ، هر روز دست يكى است از اين ميگيرد به ديگرى ميسپارد انسان مالك نفس خود هم نيست اگر فرو رود و برنگردد يا به عكس انسان مرده است و اين ملكيت جعليه اعتباريه هم مراتبى دارد بيك اعتبار ملك امام است كه ميفرمايد :
( الارض كلها للامام )
در واقع چنانچه در خبر است كه براى شيعه مباح فرمودهاند تصرف در آن را ، و اما ديگران غصب است دريد آنها ، بيك اعتبار ملكيت شخصيه كه بيكى از اسباب مملكه مالك مىشود به ارث و حيازت و غوص و صدقه و هديه و بيع و صلح و وصيت و ديه و هبه و زكات و خمس و غير اينها .
و اما امورى كه بعضى بدون جعل شرع تصرف ميكنند و خود را مالك ميپندارند مثل سارق عين مسروقه را و غاصب عين مغصوبه را و سلاطين حدود مملكتى و انحاء غير مشروعه مثل ربوى و بيع مجسمه و آلات لهو و لعب و قمار و تقلب در جنس و ساير مكاسب محرّمة هيچگونه ملكيت نميآورد و غصب است و تصرف بدون رضاى مالك حرام است و حق الناس است و ظلم است و مؤاخذه دارد .
( وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ )
چون احاطه قيوميت دارد . بجميع ما سوى اللَّه جميع عوالم مجردات و ماديات علويات و سفليات خبير و بصير بما فى الضمائر انسان هست چنانچه ميفرمايد :
وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ
ق آيه 16 ،
وَ ما يَعْزُبُ عَنْ رَبِّكَ مِنْ مِثْقالِ ذَرَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي السَّماءِ وَ لا أَصْغَرَ مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْبَرَ إِلَّا فِي كِتابٍ