و جوابش را دادند كه :
علم ازلى علت عصيان بودن * در نزد حكيم غايت جهل بود
و تحقيق در جواب اين است كه : چون اين ايمان نميآورد خداوند ميداند نه آنكه چون خدا ميداند اين ايمان نميآورد . مانع از ايمانش عناد و تعصب و قساوت قلب است نه علم الهى . خداوند عالم بجميع ما كان و ما يكون هست بلكه افاضه ببعض بندگان هم فرموده مثل پيغمبر و ائمه طاهرين و در لوح محفوظ هم نوشته شده بلى لوح محو و اثبات مختص بذات اقدس او است كه چه بسا تغييراتى بسبب جهاتى در عالم واقع مىشود .
[ سوره المسد ( 111 ) : آيه 4 ]
وَ امْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ ( 4 )
معلوم است كسى كه برادرش ابى سفيان باشد و شوهرش ابى لهب باشد حمالة الحطب مىشود كه ميرفت در صحرا و خارها را مىكند و ميآورد سر راه پيغمبر ميريخت كه حضرت پاى مباركش مجروح ميشد .
[ سوره المسد ( 111 ) : آيه 5 ]
فِي جِيدِها حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ ( 5 )
اين خارها را بطناب مىبست و به گردن ميانداخت ، جيد گردن حبل طناب است مسد ليف خرما ، و بعضى گفتند : مراد عذاب قيامت او است كه بگردنش مياندازند زنجير آهنى مثل حلقه شبيه ليف خرما و او را بجهنم ميكشند . و اين مقدار كافى است در شرح اين سوره بپردازيم به سورهء توحيد .