وَ ما أَدْراكَ مَا الْقارِعَةُ
آنچه در قرآن و لسان اخبار بيان فرمودهاند از اوصاف بهشت و نعمتهاى او و از اوصاف جهنم و عذابهاى او به قدر آنچه انسان در دنيا ديده و درك كرده از قصرها و ميوهها و انهار و حور و غلمان و همچنين آتش غل زنجير حميم غساق و تازيانه است زيرا فوق آن را نديده و درك نكرده لا يدرك و لا يوصف است اما فرداى قيامت كه مشاهده مىكند ميبيند هيچ طرف نسبت با نعم دنيوى و عذابهاى دنيوى نيست كه در خبر دارد : اگر يك لباس اهل جهنم را ميان زمين و آسمان بياورند تمام اهل زمين و آسمان را هلاك مىكند لذا ميفرمايد در بيان شدت عذاب و تاكيد در شدت :
وَ ما أَدْراكَ مَا الْقارِعَةُ
.
[ سوره القارعة ( 101 ) : آيات 4 تا 5 ]
يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَراشِ الْمَبْثُوثِ ( 4 ) وَ تَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ ( 5 )
روزى كه جميع افراد انسان مبعوث مىشود مثل جراد منتشر پراكنده ميشوند چنانچه در جاى ديگر ميفرمايد :
يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْداثِ كَأَنَّهُمْ جَرادٌ مُنْتَشِرٌ
قمر آيه 7 . و تشبيه بجراد و فراش براى اين است كه يك مرتبه آنى و فورى تمام مثل مور و ملخ پراكنده از قبرها بيرون ميريزند در صحراى محشر كه ميفرمايد :
وَ ما أَمْرُ - السَّاعَةِ إِلَّا كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ
نحل آيه 77 . و راه بجايى ندارند از اين طرف به آن طرف ميدوند چنانچه ملخ و مورچه از هر طرفى ميروند و برميگردند به طرف ديگر كه معنى مبثوث و منتشر است .
وَ تَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ
.
عهن پنبه و پشم است كه دم جك حلاج ريز ريز شده باشد ، با اينكه كوهها از هم پاشيده شدند اشجار و عمارات و پستىها و بلندى زمين بطريق اولى از هم پاشيده مىشود كه ميفرمايد :
يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْجِبالِ فَقُلْ يَنْسِفُها رَبِّي نَسْفاً فَيَذَرُها قاعاً صَفْصَفاً لا تَرى فِيها عِوَجاً وَ لا أَمْتاً
طه آيه 105 الى 107 ، و عوج و امت پستى و بلندى است .
[ سوره القارعة ( 101 ) : آيات 6 تا 9 ]
فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ ( 6 ) فَهُوَ فِي عِيشَةٍ راضِيَةٍ ( 7 ) وَ أَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوازِينُهُ ( 8 ) فَأُمُّهُ هاوِيَةٌ ( 9 )
پس اما كسى كه سنگين باشد ميزانهاى او پس او در يك زندگانى رضايتبخشى