Skip to main content

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — Page 262

Contributors:

P.262
فلان وقت رد كنى بسيار عبادت بزرگى است حتى از صدقه افضل است زيرا منتى در او نيست حتى گفتند اگر خواستى صدقه به فقرا دهى اولا بعنوان قرض بده سپس ذمه او را برى كن تا به ثواب قرض نائل شوى . قسم دوم اينكه قرض دهد به شرط زياده كه ربا مىشود و حرام است و آيات بسيار و اخبار در شدت حرمت او وارد شده مثل آيهء شريفه :
الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبا لا يَقُومُونَ إِلَّا كَما يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ مِنَ الْمَسِّ
- الى قوله تعالى -
يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبا
. . . الايه بقره آيهء 276 و 277 . و مثل آيهء شريفهء :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَأْكُلُوا الرِّبَوا أَضْعافاً مُضاعَفَةً وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ وَ اتَّقُوا النَّارَ الَّتِي أُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ
آل عمران آيهء 125 و 126 ، و غير اينها از آيات ، و در اخبار : ( درهم من الربوا اشد من الزنا ) و امروز در تمام بانكها و تجارتخانه‌ها و غير اينها رواج دارد . و قسم سوم قرض ميدهد بدون شرط لكن براى انجام عمل غير مشروعى اينهم حرام است چون اعانت بر اثم است كه ميفرمايد :
وَ تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ
مائده آيهء 3 . و در اخبار دارد فرداى قيامت ندا ميآيد : ( اين الظلمة و اين اعوان الظلمة و اين اشباه الظلمة ) حتى راوى ميپرسد : ( انى اخيط لفلان هل كنت من اعوانه ؟ ) حضرت فرمود : اما انت فمنهم و اعوانهم من يبيعك الإبر و الحنوط ) حتى دارد : لا تفهم على بناء مسجد و غير ذلك . و اما قرض بخداى متعال اولا مال مال خود او است به بنده تفضل فرموده سپس از او بعنوان قرض ميگيرد و باضعاف مضاعف حتى هفتصد برابر رد مىكند و قرض به خدا نظير اين است كه شما به يك نفر معمار مىگويى فلان مسجد را بنا كن هر چه مخارج شده در عهده من است بيا از من بگير آنچه طبق فرمايش الهى و دستور او دادى خداوند در عهده گرفته كه بشما اضعاف مضاعف رد كند چه در امور واجبه باشد يا مندوبه باشد .
وَ ما تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ
از عقايد حقه و اخلاق فاضله و اعمال صالحه .
تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ هُوَ خَيْراً وَ أَعْظَمَ أَجْراً
تمام اعمال فرداى قيامت حاضر مىشود و تمام مشاهده ميكنند و شهود شهادت ميدهند و در نامهء عمل ثبت مىشود و اجر آن را
اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — Page 262 | السيد عبد الحسين الطيب