أَزاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ
خداوند آنها را رها فرمود و از هدايت بضلالت افتادند قلب آنها سياه شد و قساوت پيدا كردند كه ما شرح حال بنى اسرائيل را در مجلد اوّل كلم الطيب در باب نبوّة خاصّه مفصلا بيان كردهايم مراجعه فرمائيد كه چه اندازه در ادوار متماديه در شرك و كفر سير كردند و چه اندازه انبياء بنى اسرائيل را كشتند با زكريا چه كردند با يحيى با عيسى و چه فسادها از آنها ظاهر شد .
وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ
چون از قابليّت هدايت افتادند و پس از عيسى الى كنون چه كردند و چه مىكنند .
[ سوره الصف ( 61 ) : آيه 6 ]
وَ إِذْ قالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يا بَنِي إِسْرائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْراةِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتِي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جاءَهُمْ بِالْبَيِّناتِ قالُوا هذا سِحْرٌ مُبِينٌ ( 6 )
و ياد كن زمانى كه فرمود عيسى پسر مريم خطاب به بنى اسرائيل كه مبعوث بر آنها شده بود اى بنى اسرائيل محققا من فرستاده خداى متعال هستم بسوى شما و تصديق كنندهام از براى پيغمبرى كه قبل از من بود كه موسى باشد و كتاب او كه تورات باشد و بشارت دهندهام برسولى كه بيايد بعد از من اسم او احمد است ، پس چون آمد اينها را آن پيغمبر با معجزات باهرات گفتند : اين سحر آشكارا است .
كلام : در اين آيهء در چند جمله واقع مىشود .
جملهء اولى :
وَ إِذْ قالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يا بَنِي إِسْرائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ
نظر به اين كه دين و شريعت ابراهيم پس از او باقى بود در دو طايفه از اولاد ابراهيم بنى اسماعيل و بنى اسرائيل امّا در بنى اسماعيل باقى بود تا زمان بعثت حضرت رسول ( ص ) و دوازده وصى داشت كه آخرى آنها حضرت ابى طالب پدر امير المؤمنين بود ، و امّا در بنى - اسرائيل باقى بود تا زمان بعثت موسى كه نسخ شد ، و دين موسى باقى بود تا زمان عيسى كه نسخ شد و دين عيسى تا زمان حضرت خاتم كه نسخ شد ، لذا عيسى مىفرمايد : من ناسخ شريعت موسى هستم و رسول خدا بر شما بنى اسرائيل .
جمله دوم : وظيفهء تمام انبياء است كه تصديق انبياء سلف را بكنند ، چنانچه قرآن در بسيارى از سور خبر مىدهد و شرح حال آنها را بيان مىفرمايد از آدم شيث ادريس الياس نوح ابراهم اسماعيل اسحاق يعقوب يوسف لوط شعيب موسى