مىافتيم و به عذاب و شدّت و سختى دچار مىشويم .
فَقالُوا أَ بَشَراً مِنَّا واحِداً نَتَّبِعُهُ إِنَّا إِذاً لَفِي ضَلالٍ وَ سُعُرٍ
لكن غافل به اينكه در امر دين قول جماعت هم اعتبار ندارد مثل آباء آنها كه پرستش آلهه مىكردند بايد از روى مدرك و دليل و حجّت باشد چه يك نفر باشد يا هزار نفر و خداوند كه ارسال رسول مىكند با مدرك و دليل ارسال مىفرمايد به اعطاء معجزه بدست او كه نشانى باشد كه فعل الهى كه از قدرت بشر خارج است بدست او جارى شود لذا حضرت صالح بىمدرك مدّعى رسالت نشد به ناقه و فصيل متمسّك شده مع ذلك تكذيب كردند او را و گفتند .
[ سوره القمر ( 54 ) : آيه 25 ]
أَ أُلْقِيَ الذِّكْرُ عَلَيْهِ مِنْ بَيْنِنا بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌ ( 25 )
آيا بسوى او وحى نازل مىشود در ميانهء اين جمعيّت يا بلكه او بسيار دروغگو است و متكبّر مىخواهد تمام ما را در تحت اطاعت خود درآورد و بر ما رياست پيدا كند بر فرض قول يك نفر حتّى در موضوعات حجّت نباشد لكن احتمال صدق مىدهد كه اگر يك نفر بشما گفت در راه قطاع الطريق هستند يا در اين مشروب زهر ريخته شده يا در اين بستر عقرب داخل شده احتمال صدق مىرود و به حكم عقل واجب است فحص و تحقيق كرد تا صدق و كذب او مكشوف شود بخصوص اگر ضرر عظيم باشد نبايد رمى به كذب كرد و اعتناء نكرد و چه مانع دارد كه خداوند وحى فرستد بر يك نفر كه از هر جهتى صالح باشد و به صلاح شناخته شده باشد كه خود شما اعتراف كرديد و به او گفتيد :
قَدْ كُنْتَ فِينا مَرْجُوًّا قَبْلَ هذا
چنانچه اشاره شد پس نبايد تعجب كرد كه بگوئيد .
أَ أُلْقِيَ الذِّكْرُ عَلَيْهِ مِنْ بَيْنِنا
البتّه خدا مىداند كى قابليّت رسالت دارد
اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ
انعام آيه 124 و نفهميده و نرسيده او را رمى بكذب كنيد و بگوئيد :
بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌ
لذا خداوند در جواب آنها مىفرمايد :
[ سوره القمر ( 54 ) : آيه 26 ]
سَيَعْلَمُونَ غَداً مَنِ الْكَذَّابُ الْأَشِرُ ( 26 )
زود باشد كه بدانند فردا كه كيست دروغگو و متكبّر و رياستطلب .