تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
شك يا شبهه يا تزلزل پيدا شد ايمان زايل مىشود و داخل در مرتدين مىشود و با منافق و كافر در يك عرض هستند چنانچه در آيه بعد ميفرمايد :

[ سوره الفتح ( 48 ) : آيه 6 ]

وَ يُعَذِّبَ الْمُنافِقِينَ وَ الْمُنافِقاتِ وَ الْمُشْرِكِينَ وَ الْمُشْرِكاتِ الظَّانِّينَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَيْهِمْ دائِرَةُ السَّوْءِ وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ لَعَنَهُمْ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصِيراً ( 6 ) و عذاب ميفرمايد منافقين و منافقات را و مشركين و مشركات را كسانى كه گمان بد مىبردند بخداى متعال بر آنها است دائرهء سوء و غضب ميفرمايد خدا بر آنها و لعن مىكند آنها را و مهيا فرمود براى آنها جهنم را و بد باز گشتى است براى آنها .
وَ يُعَذِّبَ الْمُنافِقِينَ وَ الْمُنافِقاتِ
منافق ظاهر مسلمان و باطن كافر است و تقديم آنها بر مشركين براى اين است كه عقوبت آنها اشد از شرك است كه مىفرمايد :
إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ
نساء آيه 144
وَ الْمُشْرِكِينَ وَ الْمُشْرِكاتِ
مجرد شرك عبادتى نيست كه پرستش بت يا شمس و قمر و آتش و گاو و ملك و جن و انس و غير اين‌ها كنند بلكه شامل تمام اقسام شرك مىشود چه شرك ذاتى مثل ابن كمونه ، يا شرك صفاتى مثل اكثر عامه كه قائل بصفات زايده بر ذات هستند ، يا شرك افعالى مثل كسانى كه قائل به يزدان و اهرمن هستند ، يا شرك نظرى كه اسباب را مؤثر ميدانند بنحو استقلال مثل قارون و امثال آن .
الظَّانِّينَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ
شامل هر گمان بدى است يا خدا را عادل نميدانند كه منكر عدل هستند ، يا نسبت اولاد به او ميدهند كه ملائكه دختران خدا هستند و آدم و عزيز و عيسى بلكه يهود و نصارى را پسران او ميگويند ، يا منكر ارسال رسل و انزال كتب مىشوند و بالجمله بدگمان هستند به خدا .
عَلَيْهِمْ دائِرَةُ السَّوْءِ
در دنيا معذب ببلاهاى دنيوى و در آخرت به عذابهاى اخروى و در اعمال باعمال سوء و در اقوال بگفتار زشت تمام سوء بدور آنها دائره‌وار دور مىزند و اطراف آنها را گرفته .
وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ
گفتيم غضب الهى معامله خداست با آنها معاملهء شخص